پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
◊ رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم
◊ پذیرش اشتباه یادگیری از آن و پیشگیری از وقوع آن
◊ بیایید قدردانی را تمرین كنیم ...
◊ مغز با دیدن شیرینی از خود بی خود می شود.
◊ پذیرش اشتباه.یادگیری از آن و پیشگیری از آن
◊ ذکر نسب سادات علوی ساکن در فرادنبه؟
◊ روشن کردن کامپیوتر در زمان دلخواه ( ترفند ویندوز و ریجستری )
◊ قفل کردن رجیستری ویندوز ( ترفند ویندوز و ریجستری )
روزی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد منه
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
چه کسی باور می کند این سخن درناپایداری زمانه، از لبان کسی تراویده که دقیق ترین سنجش زمانه در تاریخ بشر را بدست داده است؟ همانی که تقویم روی میزمان یادگار جاودانه اوست: ابوالفتح عمربن ابراهیم خیام نیشابوری.
این منجم، ریاضیدان و شاعر بزرگ احتمالا در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور چشم به جهان گشود و در سال ۵۱۷ هجری قمری در ۷۸ سالگی درگذشت. وقتی که آمد، گاهشماری ایران با همه پیشینه درخشانی که داشت، پریشان بود و وقتی رفت، ایرانیان مفتخر به داشتن دقیق ترین تقویم جهان بودند؛ نه فقط در آن زمان که تا به امروز. تنظیم تقویم جدیدی با مبدأ هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه و بر اساس سال خورشیدی، به سبب اختلالاتی بود که در سده پنجم هجری در گاهشماری ها وجود داشت.
پیش از اسلام و به روزگار زمامداری ساسانیان ( ۲۲۶ تا ۶۵۲ میلادی ) هر سال مرکب از ۳۶۵ شبانه روز در ۱۲ ماه بود. از آن جا که سال مداری یا حقیقی ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۹ ثانیه است و سال عرفی ساسانیان، سرراست ۳۶۵ روز بود، هر ۴ سال یک بار، سال عرفی از سال حقیقی یک روز عقب می افتاد و نوروز با اول فروردین برابری نداشت. همچنین هر ۱۲۰ سال یک بار، سال عرفی یک ماه از سال حقیقی عقب تر بود.
منجمان ساسانی چاره کار را در این دیدند که با گذشت هر ۱۲۰ سال، یک سال را به صورت چرخشی ۱۳ ماهه حساب کنند. یعنی بعد از ۱۲۰ سال اول، دو ماه فروردین و بعد از ۱۲۰ سال دوم، دو ماه اردیبهشت داشته باشند و به همین ترتیب تا ماه اسفند پیش بروند. این رویه تا پایان دوره ساسانی رواج داشت، اما پس از اسلام به فراموشی سپرده شد و انطباق سال عرفی با سال حقیقی به هم خورد.
در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری) و وزارت خواجه نظام الملک توسی، احتمالا به اشاره خواجه، تصمیم گرفتند که به نابسامانی درگاهشماری پایان دهند و از این رو حکیم عمر خیام نیشابوری مأمور شد با همراهی گروهی از منجمان برجسته، محاسبات جدیدی را ترتیب دهد.
در آن زمان ، خیام که هنوز از مرز ۳۰ سالگی نگذشته بود، شهرت علمی درخور توجهی داشت و مورد احترام ملکشاه سلجوقی و خواجه نظام الملک بود. بدین سبب اصلاح تقویم به او واگذار شد.
تنظیم گاهشماری جلالی و زیج پیوسته به آن که زیج ملک شاهی خوانده شد، به احتمال زیاد در شهر اصفهان - پایتخت سلجوقیان - و بنابر گفته ای دیگر در ری یا نیشابور آغاز شد.
اعضای گروه تنظیم تقویم غیر از خیام عبارت بودند از ابومظفر اسفزاری، ابوعباس لوکری، محمد بن احمد معموری، میمون بن نجیب واسطی و ابن کوشک بیهقی مباهی. همچنین عبدالرحمان خازنی (خدمتکار خزانهدار مرو) که به شکل غیرحرفه ای و بنا بر علقه های شخصی به پژوهش درباره تقویم سرگرم بود، در شهر مرو محاسبات جداگانه را به انجام رساند و یافته های علمی خود از جمله شیوه سنجش نوروز را برای گروه خیام فرستاد. بخشی از محاسبات خازنی از سوی گروه پذیرفته و به رسمیت شناخته شد.
اکنون از این نام ها که هریک ستارگانی در سپهر دانش بودند، چیز زیادی نمی دانیم و خیام را نیز بیشتر به اسباب و علل دیگر از جمله رباعیاتش می شناسیم . تقویم دقیقی هم که از زیر دست اینان بیرون آمد، به نام شاه زمانه، ملکشاه سلجوقی، تقویم جلالی خوانده شد؛ نه تقویم خیامی.
تقویم جلالی ، موفق شد که سال عرفی را با سال طبیعی تطبیق دهد . نه فقط نوروز ، درست در اول بهار یا به اصطلاح منجمان در نقطه اعتدال بهاری قرار گرفت ، بلکه تمام فصل های عرفی با فصل های حقیقی منطبق شدند.
این که امروزه در تقویم ایرانی یا همان جلالی ، بهار و تابستان ۹۳ روز است ، فصل پاییز ۹۰ روز دارد و زمستان ۸۹ روز حساب می شود ، برای این است که اول هر فصل عرفی دقیقا برابر با آغاز فصل حقیقی باشد.
سالی که با تقویم جلالی محاسبه می شود، برخلاف سال میلادی که در هر ۱۰ هزار سال ، نزدیک به سه روز با سال حقیقی اختلاف پیدا می کند، همواره مطابق با سال حقیقی است و هیچ گاه از آن عقب نمی ماند. از همین رو ، سال های کبیسه در تقویم جلالی ثابت نیستند و بر مبنای رصد سالانه تعیین می شوند.
به طور معمول هر چهار سال یک بار ، سال را کبیسه می گیرند، اما پس از گذشت ۲۸ یا ۲۹ سال، کبیسه گرفتن بعد از ۵ سال اجرا می شود؛ یعنی به جای آن که سال ۳۲ را کبیسه حساب کنند ، سال ۳۳ را کبیسه می گیرند.
تاریخ تأسیس تقویم جلالی، روز جمعه نهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری بود. در این تاریخ، خیام کمابیش جوانی ۳۲ ساله بود. لابد در این ۳۲ سال دانش بزرگی اندوخته بود که می توانست دقیق ترین تقویم جهان را تنظیم کند؛ تقویمی که هزار سال پس از او هنوز به کار می آید و ارزش و اعتبارش کاستی نگرفته است.
این همه از دست کسی برمی آمد که دم را غنیمت می شمرد و مکرر در مکرر فانی بودن جهان را گوشزد می کرد. مردمان را به شاد زیستن فرامی خواند و از غم دنیا بر حذر می داشت. ثانیه ها و دقیقه ها و روزها و هفته ها و ماهها و سال ها را جملگی یک نفس عزیز می دانست؛ نفسی میان کفر تا به دین و ازعالم شک تا به یقین و می خواست که این یک نفس را نه در سرگردانی که در شادمانی به سرآورد.
آن گاه که تقویممان بدست خیام ورق می خورد و نوروز خرامان از راه می رسد، او نیزپای سفره هفت سین در شادیمان شریک است و طنین صدایش از ورای قرون و اعصار به گوش جان می رسد:
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ساده رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
نوروز روایتی دیگر از دگرگونی طبیعت ، رویش و تازگی است که همراه فصل بهار ، روح انسان را شاداب می کند. | |
بهار، تغییر طبیعت و تحول زمین از سستی به نشاط و طراوت دوباره است. به عبارتی دیگر ، عید نوروز به عنوان یکی از بزرگترین و مهیج ترین مظاهر حیات اجتماعی یک ملت از روز نخست فروردین ، روز نو سال جدید آغاز می شود و کهنگی سال قبل که با سرما ، خستگی و تکرار کارها و روزها همراه بوده ، با نوروز به روز نو و سال جدید که طراوت طبیعت آن را ترو تازه ساخته ، تبدیل می شود. برای واژه " عید" معانی مختلفی گفته اند از جمله " روزفراهم آمدن قوم" و"هر روز که در آن، انجمن یا تذکار فضیلتمند یا حادثه بزرگی باشد" ، گویند از آن رو به این نام خوانده شده است که هر سال شادی نوینی باز آرد. برخی برآن هستند که اصل واژه " عید" از " عادت" است به علت اینکه آنان (قوم) و فامیل و خانواده ها برگرد آمدن دورهم در آن روز عادت کردهاند. در لغتنامه تاج العروس درباره عید آورده است: عید زمانی است که در آن شادیها و یا اندوه ها، باز می گردد و تکرار می شود. و در فرهنگ معین در این باره آمده است: عید، روز مبارکی است که در آن مردم جشن می گیرند و شادی می کنند و در این روز به همدیگر عیدی می دهند . سنت های نوروزی : نظافت و خانه تکانی ، غسل عید ، نماز عید ، پوشیدن لباس تمیز ، پهن کردن سفره هفت سین ، دعا ، قرائت قران ، هدیه دادن ، دید و بازدید و زیارت اهل قبور از جمله سنت های نوروزی است. *بسیاری از فقها همچون مرحوم نائینی ، صاحب جواهر، آیت الله حکیم و حضرت امام خمینی (ره) بر غسل روز عید نوروز به عنوان یک تکلیف مستحبی و دستور اخلاقی و بهداشتی توصیه کرده اند . *شیخ طوسی (ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را که خواندی چهار رکعت نماز با دو سلام (دو رکعت دو رکعت) می خوانی ، رکعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» رکعت دوم پس از حمد ده بار سوره «کافرون» رکعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحید» رکعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتین). و در پایان نماز سجده شکر بجاآور و در آن دعاکن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد. *دعابرای روز اول سال، دعا و درخواست خیر وبرکت، موفقیت و سعادت و بالاخره تقاضای تعالی و رشد فضایل انسانی از جمله آداب این روز مقرر شده است. علامه مجلسی (ره) خواندن این دعا را در نوروز مناسب دانسته است: " اللهم هذه سنه جدیده و انت ملک قدیم اسإلک خیرها و خیرمافیها و اعوذبک من شرها و شرمافیها و استلفیک موونتها و شغلها یا ذالجلال و الاکرام.» بارالها! این سال جدید است و تو خدایی ازلی و قدیم هستی خیر این سال و خیر آنچه را در این سال پیش می آید، از تو خواستارم و از شر این سال و شرآنچه در این سال پیش خواهد آمد، به تو پناه می برم. محدث قمی رضوان الله علیه برای هنگام تحویل و لحظه حلول سال جدید این دعا را از برخی بزرگان نقل کرده است: " یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال" . |
! قصد این قوم فریب است بیا برگردیم
! عشق بازیچه ی شهر است ولی در ده ما
! دختر عشق نجیب است بیا برگردیم
! كرمها در دل هر كوچه اقامت دارند
! روستا مأمن سیب است بیا برگردیم
!چه حسابیست در این شهر كه در مبحث جبر
جای بعلاوه صلیب است بیا برگردیم
تاکنون چندین بار بخاطر اینکه دیگران انتظارات و تصورات ایده آل ما را برآورده نساخته اند ، در یاس و غضب فرو رفته ایم؟ به گذشته ودوران طفولیت خود نظر میاندازیم و به یافتن همه آنچیز هائی میپردازیم که میتوانستند برای ما انجام و یا به ما داده بشوند تا ما خوشبخت تر میشدیم.
اگر دید و بینش خویش از جهان را به یک تصور ذهنی و رویائی محدود کنیم، زندگی در تمام قواعدش ما را ناامید و مایوس خواهد نمود. اما اگر افق دید و بینش خود را بسط داده و به شناسائی و توجه آنچه را که زندگی به ما عطا کرده است بپردازیم، متوجه خواهیم شد که با دنیائی با درجات والای عنایات و نعمات و حمایتهای بی نظیر احاطه شده ایم.
قدرشناسی مشروط و منوط به توجه، دید و نگرش به درون خود است. بدون یک توجه واقعی نمیتوان به وجود تعداد بیشماری از رخدادهای تکراری که به نفع ما در جریان است پی برد و آنها را دید.
روانشناسان در چهارچوب تحقیقات "روانکاوی مثبت"، در جستجوی این پرسش که چه شیوه هائی ، سلامت روانی را حفظ می كند ، اهمیت "قدردانی" را کشف کردهاند و آنرا بعنوان یک منبع نیروی روانی تلقی میکنند.
آنچنانکه تحقیقات جدید نشان میدهد انسانهای قدردان و سپاسگزار راضی تر، خوشبخت تر و اجتماعی تر از افرادی هستند که با دقت تمامی جهات منفی زندگی خود را موشکافی و بایگانی میکنند اما جهات مثبت را نادیده میانگارند. اینها همچنین کمتر از امراض جسمانی گله مند بوده و به هنگام وجود مشکلات شخصی به یاری یکدیگر میشتافتند و بیشتر از دیگران حمایت احساسی و معنوی خودشان را از یکدیگر ابراز میکردند. همچنین بیشتر در کارهای اجتماعی (و عام المنفعه و خیریه بدون چشمداشت مالی شرکت) میجستند.انسانهای شکرگزار ارزش کمتری برای مادیات قائلند. آنها ارزش خویش و دیگران را با داشتن و دارائی، مقام و موفقیت نمیسنجند. آنان حسادت نمیورزند و تقسیم و اشتراک برای آنها قابل قبول تر از دیگر انسانهائی است که احساس قدردانی را در خود غریبه حس میکنند.از اشخاصی که از یک بیماری عصبی عضله رنج میبردند دعوت شد که در مدت سه هفته دلائلی را که برای شکرگزار بودن دارند یادداشت نمایند. در پایان آزمایش از خلق و خوی بهتری برخوردار بودند، آنها از روابط محکمتر اجتماعی خودشان، بهبود وضع خواب و خوشبین تر شدنشان گزارش میکردند. قدردانی و سپاسگزاری منوط به موقعیت خوشبخت و بهشتین زندگی و همچنین مشروط به یک حساب بانگی پر و پول زیاد هم نیست. انسانهایی که قدر آنچه را که دارند و آنچه را که تجربه میکنند میدانند، خوشبخت ترند، و توانائی غلبه بر رویدادهای منفی زندگی در آنها مانند قدرت برحذر بودن آنها از حسادت، ناراحتی و خشم و افسردگی بیشتر میگردد. سپاسگزاری و اعمال متعاقب آن روابط اجتماعی را قوی تر کرده و دوستیها را تقویت میکنند. این خود به نوبه خود سلامتی روحی و جسمی را افزایش میدهد. برخی عوامل قدرناشناسی و بی سپاسی عبارتند از : بی توجهی و تاخیر در سپاسگزاری، فراموشی ، تنبلی... و اینكه فرض را بر این میگذاریم که دیگران میبایست «بدانند» که چقدر من قدردان و سپاسگزارم... گفتن اینكه این حق من است... آنها فقط وظیفه خود را انجام میدهند ... این کار زحمت زیادی نداشته است ...یا این شخص بعدها برای من مشکلاتی ایجاد کرده است... انتخاب دست ماست: آیا میخواهیم توجهمان را معطوف به بخش نامطبوع و تاریک زندگی، مشکلات، اشتباهات، فشارها و ناراحتیها کنیم یا خواهان یادگیری آن هستیم که قسمت خوب زندگی را هم نادیده نگرفته و سپاسگزار باشیم؟ آدمی میتواند برای بسیاری از چیزها متشکر و قدردان باشد. برای یک هدیه، برای یک حرکت دوستانه، برای زیبائی طبیعت، برای سکوت بعد از سروصدا، برای بدست آوردن دوباره سلامتی، برای نور خورشید و خنده بچّهها. هر چه که ما شکرگزارتر باشیم، دلائل بیشتری هم برای شکرگزاری خواهیم یافت. بنابر تئوری انگیزه ماسلو، روانشناس برجسته، هر کسی قادر به شناسائی و فهم نعمات و آسایشی که از آن برخوردار است نیست. تنها انسانهای «به خود تحقق ده و خودساخته»، آنان که تسلیم خواستهها و نیازهای ناچیز خود نمیشوند، از توانائی عالی برخوردار هستند که مواهب اساسی و اولیه زندگی را همواره و خستگی ناپذیر با احترام، خوشحالی، ابراز تعجب و تشکر و حتی شور و شعفی بی اندازه قدردان باشند و ارج نهند.
انسانهای قدرشناس توفیق خواهند داشت که به یک رویداد منفی معنای مثبتی ببخشند. بدین ترتیب آنها در از دست دادن کار خود شانس آغاز مجدد را میبینند، به هنگام مرگ عزیزان خویش آگاهانه محبت و صمیمیت و حمایت دوستان خود را تجربه میکنند و در یک بیماری فلسفه و مفهومی را مشاهده میکنند. چنین شخصی حتی در یک فاجعه میتواند نقاط مثبت و خوبیها را کشف کند.
امّا چه کنیم اگر هنوز به گروه قدرشناسان تعلق نداریم؟ پژوهشگران ،معتقدند که قدرشناسی را میتوان آموخت. بطور مثال آنها بعنوان یک روش آموزشی مناسب مدل چهار مرحلهای زیر را توصیه میکنند:
1. شناخت افکار قدرناشناس را 2. فرموله کردن افکار قدرشناس 3. جانشین ساختن افکار قدرناشناسی با افکار قدرشناسانه 4. انتقال احساسات درونی به اعمال و رفتار
متد و کاربرد دفتر خاطرات در مطالعات ذکر شده در رابطه با قدرشناسی میتواند این پروسه را پشتیبان باشد. فردی که در انتهای یک روز به این فکر کند که کجا و چه وقت وی با سرنوشت و یا دیگر انسانها دعوا کرده است و یا آن تجربههای خوب آن روز را به یاد آورد با گذشت زمان خواهد توانست بخش مثبت زندگی خویش را آگاهانه تجربه کند.
همینطور روش بودائی، ژاپنی نایکان آموزشی عملی برای قدرشناسی و دید مثبت است.
"نایکان" به معنی "نگرش و نظارت بر خویشتن خویش" است كه بر اساس سه پرسش صورت میپذیرد:
از .... تا کنون چه دریافت کردهام؟
به .... تا کنون چه دادهام؟
چه مشکلات و ناملایماتی برای .... بوجود آوردهام؟
1- از .... تا کنون چه دریافت کرده ام؟
به هنگامیکه رابطه خویش را با شخص دیگری بررسی کرده و به زیر ذره بین میبرید، ابتدا مشاهده و توجه کنید که چه چیزهائی تا کنون از این شخص دریافت کردهاید. زن من امروز صبح برای من آب پرتقال تازه آماده کرد. او ظروف صبحانه را شست. او ساعتی را که بر مچ دارم به من هدیه کرده است. اغلب این چیزها را بدیهی و طبیعی میپنداریم. ما روزها و روزمرگی خود را با عجله و بی توجه سپری میکنیم و به تمامی چیزهای «ناچیز و کوچکی» که دریافت میکنیم عنایتی نداریم.
اگر به تهیه لیستی از چیزهائی بپردازید که از دیگران دریافت کرده اید، درخواهید یافت که از چه طرقی حمایت و محبت دیگران شامل حال شما شده است. گاه حتی از بلندی چنین لیستی و یا مفهوم یک یک آنها تعجب کرده و شاید تجربه نمائید که چه احساس عمیقی از قدرشناسی و تشکر و فهم ارزش آنها در شما زنده خواهد شد.
2- به .... تا کنون چه دادهام؟
در روابط خویش با تک تک افراد و ما بقی دنیا میتوانید فهرستی از آنچه که میدهید (طلبکار) و آنچه که میگیرید (بدهکار) تنظیم نمائید و در مقابل یکدیگر قرار دهید. به این منظور میتوانید زمان معینی را در نظر بگیرید که میتواند از یک روز یا مثلا تا یک دهه باشد.
لیستی تهیه کنید از آنچه که در بیست و چهار ساعت اخیر به دیگران دادهاید. شاید فردی را به محلی رساندهاید و یا برای وی غذائی پختهاید. شاید برای دوستی کارت تولد فرستادید و یا در خیابان محل عبور خود قطعهای آشغال را از روی زمین برداشته و به زباله دان ریختهاید. در هر حال با دقت و صحت عمل به نوشتن این لیست بپردازید. از نوشتن جملاتی چون «من کمک کردم» یا «من از دوستم حمایت کردم» بپرهیزید. بطور دقیق و واقعی برای دیگران چه انجام دادید؟
3- چه مشکلات و ناملایماتی برای .... بوجود آوردهام؟
اغلب به این حضور ذهن داریم و آگاهیم که به چه طرقی دیگران مشکلات و ناملایماتی برای ما ببار آوردهاند. شاید اتومبیلی در خیابان راه را بر ما سدّ میکند، یا خانمی که قبل از ما در صف پست ایستاده است تعداد زیادی نامه و پاکتهای پستی برای ارسال دارد و ما باید مدّت مدیدی را در صف انتظار بگذرانیم. اینگونه مشکلات و ناملایماتی را که دیگران برای ما فراهم میآورند با دقت و لیاقت ضبط و در ذهن میسپاریم. امّا به هنگامی که خود مسبب ناملایمات و گرفتاری برای دیگران میشویم، قاعدتا متوجه نیستیم و به خاطر نمیسپاریم. و یا اگر هم آنها را بیاد داشته باشیم، فکر میکنیم که «اینها بدشانسی و مواقع استثنائی» بودهاند یا «من منظوری نداشتم، عمد نبوده». شاید آنطور ظاهر کنیم مثل اینکه مشکل و مسئله مهمّی اتفاق نیفتاده است. امّا این پرسش واقعا حائز اهمّیت است. اگر نخواهیم و توانائی آنرا نداشته باشیم که این رویدادها را متوجه شده و ضبط کنیم و قبول کنیم که ما مسبب گرفتاری و ناملایماتی برای دیگران بوده ایم، نخواهیم توانست خودمان و آنچه امکاناتی را که زندگی پیش روی ما مینهد واقعا بشناسیم و بفهمیم.
لیستی از مشکلات و مسائلی را که در بیست و چهار ساعت اخیر برای دیگران فراهم آوردهاید تهیه کنید. از فردی انتقاد کردید؟ ظروف نشسته را در آشپزخانه رها کردید تا شخص دیگری آنها را تمیز کند؟ فردی را منتظر نگه داشتید، منتظر جواب نامه یا تلفن شما؟ بدقولی کردید و بر سر یک قرار به تاخیر حاضر شدید؟ و برای نوشتن و تهیه این لیست با دقت همه چیزها را منظور کنید و مطلبی را از قلم نیاندازید.
قدرشناسی و سپاس بدان معنا است که چشمانمان را برای حمایتهای متنوعی که ما از محیط پیرامون خود دریافت میکنیم باز نگاه داریم. اگر ما بدین روش زندگی کنیم، کمتر فرصت رنج و درد کشیدن را پیدا میکنیم، زیرا که توجه و تمرکزمان را بهتر بکار گرفته ایم. بیشتر از قبل پی خواهیم برد که چه چیزها به ما داده شده است؛ از کمک و یاری که به ما میشود متشکر میشویم و خودمان هم در عمل به اطرافیان خدمت کرده و از آنچه که اکنون و یا در گذشته از دیگران دریافت کرده ایم مقداری را هم به دیگران برگردانده ایم.
یک ضرب المثل چینی چنین میگوید: «به هنگامیکه تو از یک رودخانه آب مینوشی به سرچشمه آن فکر کن». اما هرگز سرچشمه به این فکر نخواهد افتاد که از تشنگان طلب تشکر کند یا رطوبت فرحبخش خود را مشروط به قدرشناسی نماید.
منبع : وبلاگ آرمان اندیشمند
شما همان چیزی هستید كه فكر می كنید و در عین حال می توانید نیازهایتان را نیز احساس كنید. پس هدفی والا برای خود تعیین كنید و در راه تحقق آن نهایت تلاشتان را به كار ببندید.
تمامی احساسات، عقاید و دانش ما به افكار درونی مان ـ آگاهانه یا غیرآگاهانه ـ بستگی دارد و چه بدانیم یا ندانیم تحت كنترل هستیم و می توانیم مثبت یا منفی، مشتاق یا بی تفاوت، فعال یا غیرفعال باشیم.
بزرگ ترین فرق بین مردم، رفتار و طرز برخورد آنان است. برای برخی، یادگیری لذتبخش و هیجان انگیز است، برای دیگران سخت و خسته كننده و برای بسیاری دیگر، یادگیری فقط كاری ضروری برای پیدا كردن شغلی مناسب محسوب می شود.
رفتارها و طرز برخورد ما در حال حاضر عادت نامیده می شود كه به علت دریافت بازخورد از طرف والدین، دوستان، جامعه و خودمان شكل می گیرد و در واقع تصویری است از ما وجهان ما.
این رفتارها غالباً به وسیله گفتگوی درونی كه مرتباً با خود ـ آگاهانه یا غیرآگاهانه ـ داریم، تقویت می شوند. در واقع اولین گام برای تغییررفتار، تغییر گفتگوی درونی ماست. یكی از روش های تغییر عبارت است از تعهد، كنترل وچالش.
تعهد
در خود تعهد و الزام مثبت به خود، یادگیری، كار، خانواده، دوستان، طبیعت و دیگر چیزهای با ارزش ایجاد كنید. به خود و دیگران ارج نهید. در آرزوی موفقیت باشید. با شوق و اشتیاق زندگی كنید و كارهایتان را انجام دهید.
كنترل
فكر خود را روی چیزهای مهم متمركزكنید. برای چیزهایی كه به آن ها فكر می كنید و كارهایی كه انجام می دهید هدف و اولویت تعیین كنید، از قبل تمامی فعالیت های خود را در ذهن تصور و مرور كنید. برای مقابله با مشكلات، استراتژی داشته باشید، یاد بگیرید كه چگونه به خود آرامش بدهید. ازموفقیت ها لذت ببرید و با خود روراست باشید.
چالش
مشوق خود باشید. هر روز رفتار خود را تغییر دهید و بهبود بخشید. تمام تلاش خود را به كار ببندید و به عقب برنگردید. یادگیری و تغییر را غنیمت بشمارید. چیزهای نو را امتحان كنید. گزینه ها و انتخاب های مختلف را درنظر بگیرید. با افراد جدید آشنا شوید. هر چیزی را كه نمی دانید بپرسید. مواظب سلامت جسمانی و روحی خود باشید. مثبت گرا باشید. مطالعات نشان داده كه افراد دارای این مشخصات در اوقات خوش، برنده هستند و در شرایط سخت، محكم و قوی به زندگی ادامه می دهند. تحقیقات همچنین نشان داد مردمی كه آگاهانه گفتگوی درونی و غرور خود را اصلاح می كنند، غالباً خیلی سریع در رفتارشان بهبود حاصل می شود. انرژی آنها افزایش می یابد و همه چیز به نظر بهتر می آید.
تعهد، كنترل و چالش به ساخت اعتماد به نفس و ایجاد تفكر مثبت كمك می كنند.
7 پیشنهاد برای ایجاد تفكر مثبت
ـ در هر طبقه ای، در جست و جوی افراد مثبت برای ایجاد ارتباط باشید.
ـ در هر سخنرانی، در جست و جوی ایده های جالب باشید.
ـ در هر فصل كتاب، در جست و جوی مفهوم هایی باشید كه برای شما مهم هستند.
ـ با هر دوستی، درباره ایده جدیدی كه به تازگی یادگرفته اید، صحبت كنید.
ـ از هر معلمی سئوال های خود را بپرسید.
ـ لیستی از اهداف، افكار و رفتار مثبت خودتان تهیه كنید.
ـ به خاطر داشته باشید، شما همان چیزی هستید كه فكر می كنید.
منبع : http://www.ayaran.com
محققان دانشگاه "نورث وسترن" در شیکاگو با استفاده از رزونانس مغناطیسی توانستند واکنش مغز به دیدن شیرینی و شکلات را مشاهده و کشف کنند که مغز تنها با دیدن شیرینی دچار آشفتگی می شود.
این محققان که نتایج تحقیات خود را در مجله Cerebral Cortex منتشر کرده اند در این خصوص توضیح دادند که واکنش مغز در مقابل شیرینی، بسیار زودتر از اینکه فرد شیرینی را بخورد آغاز می شود.
این تیم تحقیقاتی برای داوطلبان دو آزمایش را تجویز کردند. در آزمایش اول از داوطلبان خواسته شد که بلافاصله پس از خوردن میزان زیادی شرینی حلقه ای، یک کیک خامه ای بخورند و برای گروه دوم تجویز شد که کیک خامه ای را به فاصله 8 ساعت از شیرینی حلقه ای بخورند.
این درحالی بود که به هر دو گروه تصاویری از شیرینی و کیک خامه ای که با پرتغال تزئین شده بودند، نشان داده شد و به طور همزمان رزونانس مغناطیسی از مغز آنها تصویربرداری می کرد.
در این آزمایش مشخص شد که پس از خوردن شیرینی، مغز تنها یک واکنش ساده را نشان می داد و هیچ ویژگی جالبی در این واکنش وجود ندارد.
اما فعالیت مغزی در زمان مشاهده تصویر شیرینی پس از خوردن آن و در 8 ساعت فاصله بین خوردن دو نوع شیرینی، بسیار جالب توجه بود.
در حقیقت در مغز گروه دوم دو فضا روشن شد. فضای اول "مغز کناری" یا "اولیه" نام دارد که با نگاه به غذا در داوطلبان فعال شد و بلافاصله پس از آن مکانیزمهای منطقه "توجه فضایی" عمل کردند که نشان دهنده میزان دقت و توجه شرکت کنندگان به شیرینیها بود.
در این خصوص این محققان اظهار داشتند: "در مغز ما سیستم پیچیده ای وجود دارد که می تواند از بین هزاران شئی که در محیط پیرامون ما قرار دارند، تنها روی بعضی از آنها توجه کند و به نیازهای ما پاسخ رضایت بخشی بدهد. برای مثال، توجه به غذا اگر ما احساس گرسنگی داشته باشیم، اما نکته قابل توجه در این مورد این است که پیروزی شیرینیها در رقابت با سایر غذاها بیشتر است و در واقع شیرینی توانایی افزایش فعالیت شدید مغز را دارد."
راستی شما چی فکر می کنید ؟!میتونید امتحان کنید.
زوجات حضرت علی ابن ابیطالب (ع) سوای حضرت فاطمه زهرا(س) که همه را بعد از رحلت آن سیده دین ودنیا به حباله نکاح در آورده است طبق کتب معتبره 7 نفر بوده اند:
1- امه بنت ابی العاص
2- خوله بنت ایاثی مشهور به حنیفه
3- فاطمه مکنات مشهور به ام البنین بنت حرام ابن خالد
4- اسما بنت عمیس
5- ام حبیبه بنت ربیعه
6- لیلی بنت مسعود
7- ام سعید بنت فروه
و اما یکی از زوجات مولی متقیان امیر المومنین علیه السلام خوله بنت ایاثی مشهور به حنیفه که از طایفه حنیف بوده و محمد حنفیه (ع) از اولاد خوله متولد و نسب کلیه سادات علوی که در هر شهر و استان می باشد و یا جاهای دیگر از اولاد امجاد آن حضرت می باشد و شکی در علوی بودن آنها نیست و کلمه علوی به معنای بلند مرتبه و عطیم الشان میباشد .
از سلسله جلیله سید و سادات رفیع الدرجات را صحیح نسب آنها به محمد حنفیه ابن علی ابن ابیطالب می رسد که شجره نامه آنها به تایید ومهر و امضا مرحوم حضرت آیت الله مرعشی نجفی هم رسیده است.
جناب سرکار آقایی آقا میرزا نصر الله ابن مرحوم مغفور آقا میرزا رمضان ابن مرحمت پناه آقا میرزا احمد ابن آقا میرزا طاهر ابن مرحوم جنت مکان آقا میرزا علی رضاخان ابن حاج میرزا اشرف ابن سید عبد الباقی ابن آقا سید علی رضا خان ابن حاج میرزا اشرف ابن سید عبد الباقی ابن آقا سید علی شاه ابن مرحوم میرزا محمد علیا ابن مرحوم میرزا جمال الدین ابن مرحوم آقای سید عبد الجبار ابن مرحوم آقا سید علی علیا ابن سید عبد الکریم ابن مرحوم میرزا شعبان ابن مرحوم میرزا علی " که قبر آن بزرگوار در سفید دشت چهار محال معروف به بابا گرد آلو می باشد و بقعه و بارگاهی دارد" ابن سید احمد مشهور به سید علی که در رودبار لنجان قریه بابا شیخعلی بقعه دارد ابن میرزا خلیل الله ابن آقای سید علی ابن میرزا سلیمان ابن سید جمال الدین علیا ابن سرکار آقایی ابن سید احمد علیا ابن میرزا محمود ابن میرزا عطاء الدین ابن سید خلیل الله ابن میرزا ابو علی ابن میرزا محمد ابن میرزا احمد ابن سید علی الواحد علیا ابن جعفر ابن سید علی ابن آقایی شاهزاده محمد حنفیه ابن حضرت علی ابن ابیطالب امیر المومنین (ع) که در تاریخ 1273 قمری به مهر و امضا چند تن از مجتهدین و بزرگان نوشته شده است .
بر همه کس واضح بوده باشد که ازاولاد مرحوم مغفور جنت مکان آقا میرزا علی رضا خان میرزا نور محمد در قشقایی ساکن است و آقا بابا در قریه دهاقان ، آقا میرزا حسن در اسفر جان و مابقی سادات علوی در چهار محال و فرادنبه هستند و سید عبد الکریم هم در دره گرم و سایر بلاد ساکن بوده و هستندوبعضی آنها دارای کرامات بوده اند.
آیا طایفه علوی به این چقدر اعتقاد داره و گذشته این طایفه را چگونه از سینه ها میتونه بیان کنه؟؟؟!!؟؟
برگرفته ار وب لاگ http://www.faradonbeh44.blogfa.com/
All Rights Reserved 2005-2006 © peradonbah.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768