تبلیغات
قزل گریشدن تا آت دوتانچنگ
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

چهارشنبه 7 فروردین 1387
دقیق ترین تقویم جهان، هدیه خیام به ایرانیان

روزی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد منه
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

چه کسی باور می کند این سخن درناپایداری زمانه، از لبان کسی تراویده که دقیق ترین سنجش زمانه در تاریخ بشر را بدست داده است؟ همانی که تقویم روی میزمان یادگار جاودانه اوست: ابوالفتح عمربن ابراهیم خیام نیشابوری.

این منجم، ریاضیدان و شاعر بزرگ احتمالا در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور چشم به جهان گشود و در سال ۵۱۷ هجری قمری در ۷۸ سالگی درگذشت. وقتی که آمد، گاهشماری ایران با همه پیشینه درخشانی که داشت، پریشان بود و وقتی رفت، ایرانیان مفتخر به داشتن دقیق ترین تقویم جهان بودند؛ نه فقط در آن زمان که تا به امروز. تنظیم تقویم جدیدی با مبدأ هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه و بر اساس سال خورشیدی، به سبب اختلالاتی بود که در سده پنجم هجری در گاهشماری ها وجود داشت.

 پیش از اسلام و به روزگار زمامداری ساسانیان ( ۲۲۶ تا ۶۵۲ میلادی ) هر سال مرکب از ۳۶۵ شبانه روز در ۱۲ ماه بود. از آن جا که سال مداری یا حقیقی ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۹ ثانیه است و سال عرفی ساسانیان، سرراست ۳۶۵ روز بود، هر ۴ سال یک بار، سال عرفی از سال حقیقی یک روز عقب می افتاد و نوروز با اول فروردین برابری نداشت. همچنین هر ۱۲۰ سال یک بار، سال عرفی یک ماه از سال حقیقی عقب تر بود.

منجمان ساسانی چاره کار را در این دیدند که با گذشت هر ۱۲۰ سال، یک سال را به صورت چرخشی ۱۳ ماهه حساب کنند. یعنی بعد از ۱۲۰ سال اول، دو ماه فروردین و بعد از ۱۲۰ سال دوم، دو ماه اردیبهشت داشته باشند و به همین ترتیب تا ماه اسفند پیش بروند. این رویه تا پایان دوره ساسانی رواج داشت، اما پس از اسلام به فراموشی سپرده شد و انطباق سال عرفی با سال حقیقی به هم خورد.

در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری) و وزارت خواجه نظام الملک توسی، احتمالا به اشاره خواجه، تصمیم گرفتند که به نابسامانی درگاهشماری پایان دهند و از این رو حکیم عمر خیام نیشابوری مأمور شد با همراهی گروهی از منجمان برجسته، محاسبات جدیدی را ترتیب دهد.

در آن زمان ، خیام که هنوز از مرز ۳۰ سالگی نگذشته بود، شهرت علمی درخور توجهی داشت و مورد احترام ملکشاه سلجوقی و خواجه نظام الملک بود. بدین سبب اصلاح تقویم به او واگذار شد.

تنظیم گاهشماری جلالی و زیج پیوسته به آن که زیج ملک شاهی خوانده شد، به احتمال زیاد در شهر اصفهان - پایتخت سلجوقیان - و بنابر گفته ای دیگر در ری یا نیشابور آغاز شد.

اعضای گروه تنظیم تقویم غیر از خیام عبارت بودند از ابومظفر اسفزاری، ابوعباس لوکری، محمد بن احمد معموری، میمون بن نجیب واسطی و ابن کوشک بیهقی مباهی. همچنین عبدالرحمان خازنی (خدمتکار خزانه‌دار مرو) که به شکل غیرحرفه ای و بنا بر علقه های شخصی به پژوهش درباره تقویم سرگرم بود، در شهر مرو محاسبات جداگانه را به انجام رساند و یافته های علمی خود از جمله شیوه سنجش نوروز را برای گروه خیام فرستاد. بخشی از محاسبات خازنی از سوی گروه پذیرفته و به رسمیت شناخته شد.

اکنون از این نام ها که هریک ستارگانی در سپهر دانش بودند، چیز زیادی نمی دانیم و خیام را نیز بیشتر به اسباب و علل دیگر از جمله رباعیاتش می شناسیم . تقویم دقیقی هم که از زیر دست اینان بیرون آمد، به نام شاه زمانه، ملکشاه سلجوقی، تقویم جلالی خوانده شد؛ نه تقویم خیامی.

تقویم جلالی ، موفق شد که سال عرفی را با سال طبیعی تطبیق دهد . نه فقط نوروز ، درست در اول بهار یا به اصطلاح منجمان در نقطه اعتدال بهاری قرار گرفت ، بلکه تمام فصل های عرفی با فصل های حقیقی منطبق شدند.

این که امروزه در تقویم ایرانی یا همان جلالی ، بهار و تابستان ۹۳ روز است ، فصل پاییز ۹۰ روز دارد و زمستان ۸۹ روز حساب می شود ، برای این است که اول هر فصل عرفی دقیقا برابر با آغاز فصل حقیقی باشد.

سالی که با تقویم جلالی محاسبه می شود، برخلاف سال میلادی که در هر ۱۰ هزار سال ، نزدیک به سه روز با سال حقیقی اختلاف پیدا می کند، همواره مطابق با سال حقیقی است و هیچ گاه از آن عقب نمی ماند. از همین رو ، سال های کبیسه در تقویم جلالی ثابت نیستند و بر مبنای رصد سالانه تعیین می شوند.

به طور معمول هر چهار سال یک بار ، سال را کبیسه می گیرند، اما پس از گذشت ۲۸ یا ۲۹ سال، کبیسه گرفتن بعد از ۵ سال اجرا می شود؛ یعنی به جای آن که سال ۳۲ را کبیسه حساب کنند ، سال ۳۳ را کبیسه می گیرند.

تاریخ تأسیس تقویم جلالی، روز جمعه نهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری بود. در این تاریخ، خیام کمابیش جوانی ۳۲ ساله بود. لابد در این ۳۲ سال دانش بزرگی اندوخته بود که می توانست دقیق ترین تقویم جهان را تنظیم کند؛ تقویمی که هزار سال پس از او هنوز به کار می آید و ارزش و اعتبارش کاستی نگرفته است.

این همه از دست کسی برمی آمد که دم را غنیمت می شمرد و مکرر در مکرر فانی بودن جهان را گوشزد می کرد. مردمان را به شاد زیستن فرامی خواند و از غم دنیا بر حذر می داشت. ثانیه ها و دقیقه ها و روزها و هفته ها و ماهها و سال ها را جملگی یک نفس عزیز می دانست؛ نفسی میان کفر تا به دین و ازعالم شک تا به یقین و می خواست که این یک نفس را نه در سرگردانی که در شادمانی به سرآورد.

آن گاه که تقویممان بدست خیام ورق می خورد و نوروز خرامان از راه می رسد، او نیزپای سفره هفت سین در شادیمان شریک است و طنین صدایش از ورای قرون و اعصار به گوش جان می رسد:

خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ساده رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش

نوشته شده توسط آت دوتان ساعت 08:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 1 فروردین 1387
بایرامنیز مبارک اولسون

نوروز روایتی دیگر از دگرگونی طبیعت ، رویش و تازگی است که همراه فصل بهار ، روح انسان را شاداب می کند.

 

بهار، تغییر طبیعت و تحول زمین از سستی به نشاط و طراوت دوباره است.

بهار، آغاز زندگی تازه و پایان فصل خزان بی روح پاییز و سردی زمستان است که با آمدن آن سبزی و خرمی نمایان می شود.

درباره پیدایش نوروز در روایتی آمده است که نیشکر را جمشید شاه ایران در این روز یافت و مردم از خاصیت آن متحیر شدند پس جمشید دستور داد تا از شهد آن شکر ساختند و به مردم هدیه دادند،  از این رو آن را نوروز نامیدند.

در روایتی دیگر آمده که اهریمن‌، بلای خشکسالی و قحطی را بر زمین فرو نشاند اما جمشید به جنگ اهریمن رفت و عاقبت او را شکست داد آن گاه خشکسالی روی زمین از بین رفت و جمشید بر زمین سبزه کاشت که رسم سبزه نشاندن در ایام نوروز از آن زمان تا به امروز باقی مانده است.

ایرانیان جشنها و آیینهای زیادی دارند که جذابترین آنها آیین نوروز باستانی است.

ایرانیان هنگام تحویل سال نو ، سفره هفت سین پهن می کنند که هر کدام از اقلا‌م آن نمادی از جهان هستی و طبیعت است.

"سیر" : نماد گندزدایی و پاکیزگی .

"سرکه" : نماد پاک شدن و پاکی محیط و زدودن آلودگی.

"سنجد" : نشانه عشق و مهر.

"سمنو" : نماد خوبی و رشد.

"سبزه" : موجب فراوانی‌, برکت و خوشبختی و شادی.

"سیب" : نماد زایش و برکت در بین مردم ایران زمین.

"قرآن" : کتاب آسمانی مسلمانان , نشانه استواری و ایمان.

"سفره" : نماد گستردگی جهان و سفیدی آن نشانه پاکی و سفید بختی.

"آیینه" : نماد جهان بی‌پایان و بارگاه خداوندی.

"شمع" : آرزوی شادی و روشنایی زندگی و شعله افروخته نماد روشنایی و فروزندگی جاودانه.

"ماهی قرمز" : در تنگ بلور نماد روزی حلا‌ل.

"تخم مرغ رنگ شده" : نشانه رنگارنگی نژادهای مختلف بشری و تاکید بر اینکه بنی آدم اعضای یکدیگرند.

"نان": بنیاد تغذیه و در سفره نشانه برکت و روزی.

"گندم" : نماد روزی‌, فراوانی‌, خیر و برکت در زندگی.

به عبارتی دیگر ، عید نوروز به عنوان یکی از بزرگترین و مهیج ترین مظاهر حیات اجتماعی یک ملت از روز نخست فروردین ، روز نو سال جدید آغاز می شود و کهنگی سال قبل که با سرما ، خستگی و تکرار کارها و روزها همراه بوده ، با نوروز به روز نو و سال جدید که طراوت طبیعت آن را ترو تازه ساخته ، تبدیل می شود.

برای واژه " عید" معانی مختلفی گفته اند از جمله " روزفراهم آمدن قوم" و"هر روز که در آن، انجمن یا تذکار فضیلتمند یا حادثه بزرگی باشد" ، گویند از آن رو به این نام خوانده شده است که هر سال شادی نوینی باز آرد.

برخی برآن هستند که اصل واژه " عید" از " عادت" است به علت اینکه آنان (قوم) و فامیل و خانواده ها برگرد آمدن دورهم در آن روز عادت کرده‏اند.

در لغتنامه تاج العروس درباره عید آورده است: عید زمانی است که در آن شادیها و یا اندوه ها، باز می گردد و تکرار می شود.

و در فرهنگ معین در این باره آمده است: عید، روز مبارکی است که در آن مردم جشن می گیرند و شادی می کنند و در این روز به همدیگر عیدی می دهند .

سنت های نوروزی :

نظافت و خانه تکانی ، غسل عید ، نماز عید ، پوشیدن لباس تمیز ، پهن کردن سفره هفت سین ،‌ دعا ، قرائت قران ، هدیه دادن ، دید و بازدید و زیارت اهل قبور از جمله سنت های نوروزی است.

*بسیاری از فقها همچون مرحوم نائینی ، صاحب جواهر، آیت الله حکیم و حضرت امام خمینی (ره) بر غسل روز عید نوروز به عنوان یک تکلیف مستحبی و دستور اخلاقی و بهداشتی توصیه کرده اند .

*شیخ طوسی (ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را که خواندی چهار رکعت نماز با دو سلام (دو رکعت دو رکعت) می خوانی ، رکعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» رکعت دوم پس از حمد ده بار سوره «کافرون» رکعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحید» رکعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتین). و در پایان نماز سجده شکر بجاآور و در آن دعاکن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد.

*دعابرای روز اول سال، دعا و درخواست خیر وبرکت، موفقیت و سعادت و بالاخره تقاضای تعالی و رشد فضایل انسانی از جمله آداب این روز مقرر شده است.

علامه مجلسی (ره) خواندن این دعا را در نوروز مناسب دانسته است: " اللهم هذه سنه جدیده و انت ملک قدیم اسإلک خیرها و خیرمافیها و اعوذبک من شرها و شرمافیها و استلفیک موونتها و شغلها یا ذالجلال و الاکرام.»

بارالها! این سال جدید است و تو خدایی ازلی و قدیم هستی خیر این سال و خیر آنچه را در این سال پیش می ‏آید، از تو خواستارم و از شر این سال و شرآنچه در این سال پیش خواهد آمد، به تو پناه می برم.

محدث قمی رضوان الله علیه برای هنگام تحویل و لحظه حلول سال جدید این دعا را از برخی بزرگان نقل کرده است: " یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال" .

نوشته شده توسط آت دوتان ساعت 06:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در پنجشنبه 1 فروردین 1387 و ساعت 06:03 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 1 فروردین 1387
رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم

!رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم

! قصد این قوم فریب است بیا برگردیم

! عشق بازیچه ی شهر است ولی در ده ما

! دختر عشق نجیب است بیا برگردیم

! كرمها در دل هر كوچه اقامت دارند

! روستا مأمن سیب است بیا برگردیم

!چه حسابیست در این شهر كه در مبحث جبر

جای بعلاوه صلیب است بیا برگردیم

نوشته شده توسط آت دوتان ساعت 06:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در پنجشنبه 1 فروردین 1387 و ساعت 06:03 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 25 اسفند 1386
پذیرش اشتباه یادگیری از آن و پیشگیری از وقوع آن
اشتباه كلمه ای  است  كه هرگاه  انسان  آن را در ذهن خود تكرار می كند لحظه ای  احساس می كند  كه  شخصیت  وجودی  او  مورد خطر  قرار گرفته است  و میان  او  و توانمندیهایش  فاصله ای  در حال ایجاد  شدن  است .
انسان ها  از دوران كودكی می آموزند كه كمتر خطا كنند تا از این طریق خسارتهای كمتری  پدید آید و جوامع نیز  به منظور  دوری از پدید آمدن  خسارتها     همیشه دوری از اشتباه را گوشزد می كنند زیرا خطا و اشتباه در بسیاری  از موارد  آرامش  را از انسان ها می گیرد و در مواردی  نیز او را به دردسر می اندازد، لذا ترس  از وقوع  اشتباه  و خطا  از دوران  كودكی  در ذهن  انسان  شكل می گیرد و نگرانی  ناشی  از آن  لحظه ای آدمی  را به حال خود رها نمی كند.
آموزش  جامعه  در مورد  نحوه  برخورد  با خطاها  و اشتباهات  ضروری   است  و لذا  باید  در مورد  چندین  سوال  زیر با دقت  بیاندیشیم.
1-آیا  شرایط  جامعه  به گونه ای  هست  كه در موقع  بروز  اشتباه و خطا،انسان ها به یاری  یكدیگر  شتافته و پس  از كسب  تجربیات  بدست آمده  آن  را به دیگران  منتقل  كرده  و بدین طریق  از وقوع  اشتباهات دوباره  جلوگیری  شود.
2-آیا در جامعه ، به  هنگام  وقوع اشتباهات  افراد به سوی  پنهان كاری شتافته و بار دیگر زمینه برای تكرار  اشتباهات مهیا می شود؟
پنهان كردن بعضی  از  اشتباهات  مانند  پنهان  كردن  زغالی روشن  در میان انبار  انباشته  از چوب های خشك می باشد كه سرانجام  روزی شعله ور شده  و همه جا را به آتش می كشد.
امروزه  لازم است  كه متخصصین آموزش های لازم را در این رابطه  به جامعه ارائه  نمایند.زیرا تا زمانی كه برخورد  افراد  با اشتباهات  یك برخورد احساسی باشد  بسیاری از  افراد  جرات نخواهند كرد كه هم مسوولیت  اشتباهات  خویش  را بپذیرند و هم با دیگران  در این زمینه به مشورت  بپردازند.
اصولا  هر اشتباهی  به واسطه  علتی  بروز  می كند و شناخت این علل می تواند  در پیشگیری از وقوع  مجدد آن  موثر باشد. بعضی  از علل وقوع  اشتباهات  به شرح زیر می باشد:
1-كمبود تجربه
گاهی انسان  به علت بی تجربگی  ناخواسته دچار اشتباهات فراوان می شود .لذا  بهره گیری از تجربیات  دیگران  و یا استفاده از  تجربیات  قبلی می تواند  می تواند سبب كاهش  بروز اشتباهات شود.
2-كمبود علم و دانش
علم و دانش  همچون چراغی  است  كه در تاریكی به یاری انسان آمده  و او را كمك می كند تا كمتر دچار لغزش و خطا شود لذا انسان جاهل  همچون  فردی  بدون چراغ است  كه در تاریكی گام برمی دارد ، و هر  لحظه  ممكن  است در گودال  اشتباهات قدم بگذارد.
3-فقدان نظم
هر گاه انسان  در امور مربوط به خود  نظم نداشته باشد ، سبب  آشفتگی و هرج و مرج  شده  و در این  شرایط احتمال  وقوع  اشتباهات  افزایش می  یابد.
4-آینده نگری
بسیاری از ما  انسان ها هرگاه  فعالیتی را آغاز می كنیم  درباره آینده و عواقب آن كمتر می اندیشیم و لذا ممكن است  با مشكلات  پیش بینی  نشده  روبرو شده  كه این خود  می تواند  سبب بروز   اشتباهات  و خطاهای فراوان  شود.
5- تنبلی
انسان های  تنبل و تن پرور به علت  دوری از تحرك  و فعالیت  كمتر تجربه می كنند و كمتر می آموزند   لذا در برخورد با رویدادهای  مختلف  قادر به انجام رفتارهای درست  نیستند و بیشتر   در معرض بروز  اشتباهات قرار دارند.
6- احساسی  عمل كردن
گاهی  افراد تحت تاثیر  رفتار و حرفهای  دیگران  قرار گرفته  و دست به اعمالی می زنند كه برخاسته  از تحریك احساسات  می باشد ،لذا چون این گونه  رفتارها  سنجیده و درست نیست ، به همراه خود  اشتباهات فراوانی به همراه  خواهند داشت .
7-فقدان  پژوهش
اگر قبل از شروع  هر  كار ،انسانها  باپژوهش  و  تحقیق   به بررسی  جوانب  مختلف آن  كار پرداخته  و سپس به  بهترین  نحو ممكن  آن  فعالیت  را انجام  دهند،بدون شك  كمتر با اشتباه و خطا  مواجه  خواهند  شد ، نبود  روح پژوهشگری  و دقت نظر  یكی  از  عوامل  بروز  اشتباهات  می  باشد.
8- اضطراب  و نگرانی
اضطراب و نگرانی  از تمركز  انسان  در انجام   امور  می كاهد  و سبب كاهش دقت  نظر  و افزایش  حواس پرتی  شده  كه  به دنبال  خود  ممكن  است  سبب  بروز  اشتباهات  شود  و در جامعه ای  كه اضطراب  و نگرانی   افزایش  یابد  باید  منتظر  وقوع  اشتباهات  فراوان بود .
9-ترس
ترس  انسان  در برخورد  با امور و  یا  پیشامدها  سبب  می گردد كه آدمی تمامی  حواس  خود  را به سمت  مكانیزم های   دفاعی سوق  دهد  لذا ممكن  است  شخص در اثر  شتابزدگی  و بی دقتی   دچار   اشتباه  شود .
10-قدم گذاشتن  در ناشناخته ها
گاهی  انسان  مجبور  است  در راهی   قدم بردارد  كه تاكنون  تجربه نكرده  و برای او ناشناخته است  و حتی  برای دیگران  نیز  شناخته  شده نیست ،لذا ناخواسته  ممكن است  دچار اشتباه شود .بسیاری  از دانشمندان  كه نایل  به كشف  و اختراعات می شوند  بخاطر  جرات  و جسارت  آنان  در قدم گذاشتن در راههای  ناشناخته   است  ، اما از طرفی  احتمال  بروز  اشتباهات  نیز  افزایش  می  یابد .قدم  گذاشتن در راههای  ناشناخته  و پیش  قدم  شدن  در امور جدید اگرچه  ممكن است  با اشتباهاتی  همراه باشد  اما  ممكن است   فرد  به دستاوردهای مهمی  برسد  كه سبب تحول در زندگی  بشر شود .
11-بی برنامگی
انجام امور  بدون  داشتن  برنامه مدون  سبب می  شود  كه  فعالیتها  قبل  از  شروع  مورد نقد و بررسی   قرار  نگرفته  و لذا از  پختگی   لازم  برخوردار  نباشد و این خود  زمینه  ساز  بروز  اشتباهات  است
12-تصمیمات  شتابزده
گاهی  انسان  به علت  نداشتن مهارتهای  مربوط به  تفكر كردن و  تصمیم گیری ، ناخواسته  تصمیمات غلطی  می گیرد   كه نتایج  بعضی  از  تصمیمات  با اشتبا هات  همراه می شود
13-مصرف مواد مخدر  و الكل
استعمال  مواد مخدر  و الكل سبب می شود  كه انسان  دچار توهمات شده و یا از حالت  طبیعی  خارج  شود  كه این خود سبب می شود  چنین افرادی  دست به اقداماتی  بزنند كه با اشتباهات  فراوانی  همراه  است.
14-باورهای  انسان
گاهی  اوقات  افراد ، باورهایی  دارند  كه می  تواند  زمینه ساز  وقوع  اشتباهات باشد  برای  مثال ،شخص  با  یك اتوموبیل   فرسوده  و با  سرعت  زیاد و غیر مجاز  رانندگی  می كند  و زمانی  كه از او درخواست  می  شود  كه با  سرعت  مناسب  حركت كند  می گوید ،سرنوشت  انسان  از قبل  تعیین  شده است  و اگر بخواهیم  بمیریم ،این اتفاق  خواهد افتاد  و ارتباطی  با  سرعت   غیر مجاز اتومبیل  ندارد.
15-خشم  زیاد
انسان ها  در هنگام  خشم زیاد   ناخواسته دست   به  اقدامات  می  زنند  كه خود  را در بدبختی  و فلاكت می اندازند،  لذا یكی از عوامل   مهم  در بروز  اشتباهات  خشم كنترل  نشده است .
16-بیماریهای  جسمی
 نگرانی  و اضطراب  ناشی  از  بیماریهای  جسمی  اجازه نمی دهد  كه انسان   با دقت  به رویدادهای  اطرافش  توجه كند  و تصمیم  مناسب  بگیرد لذا چنین  اشخاصی  مستعد  خطا و اشتباه هستند  و لذا در این مرحله انسان باید در امور خویش  دقت بیشتری  كند.
17-تحت تاثیر  دیگران  قرار گرفتن
بعضی  از  اشخاص براحتی   تحت تاثیر  دیگران قرار می  گیرند  و برای  به نمایش  گذاشتن  توانمندیهای  خود  و یا  پنهان كردن  ناتوانیهای  خود ، دست  به اقداماتی  می  زنند  كه در نهایت زمینه  ساز  اشتباهات فراوان است
18-تعصب
انسان وقتی  دچار تعصب می  شود ،گویی  پرده ای  بر روی  مغز او قرار می  گیرد به گونه ای كه قادر  به تفكر كردن نیست  و لذا  قادر به دیدن و درك  بسیاری  از حقایق و واقعیت  ها  نیست  و چنین  افرادی  دست  به اقداماتی  می  زنند  كه ممكن است  به همراه خود  اشتباهات فراوانی  را به همراه  بیاورد.
19-بی هدفی
انسان بی هدف  در تمامی   ابعاد  زندگی ،سرگردان  است   و لذا بواسطه  بی انگیزگی  و بی  دقتی  و انتخاب  نكردن  راه مشخص  دست به اقداماتی  می زند  كه ناخواسته  آنان  را به  سوی  اشتباهات  و خطاها  سوق می دهد. 
20-خستگی
هوشیاری  انسان در اثر  خستگی  كاهش  می  یابد  و تصمیم گیری  در این  شرایط به كندی  انجام می  شود ،لذا وقتی  افراد  در هنگام خستگی    به كاری  مشغول  هستند  مستعد  اشتباه  هستند .
21-ارضاء  نیازها  بدون  توجه به توانایی
گاهی  آدمی   در صدد تامین نیازهای  زندگی خویش  برمی آید  بدون آنكه  تامین این نیازها  با توانایی  انسان هماهنگ  باشد ،لذا افراد  دست به اقداماتی  می زنند كه ممكن  است آنان را دچار اشتباه  نماید.
22- مشكلات  خانوادگی
وقوع  مشكلات  خانوادگی  سبب می شود  افراد  در یك  شرایط  نابسامان  بسربرده  و لذا  افراد  در این  شرایط   دست به اقداماتی  می زنند  كه ممكن   است آنان  را دچار اشتباه   نماید  لذا در جوامعی  كه آسیب  های  اجتماعی و از هم پاشیدگی  خانوادگی  افزایش  یابد ،باید  آماده وقوع اشتباهات   فراوان در جوامع  بود
23- نقص  بدنی
افرادی كه دچار نقص  بدنی  هستند  و با توجه  به نوع  نقص ،كار خویش  را انتخاب نمی كنند  ممكن است  ناخواسته  دچار اشتباه  شوند.
24-تقلید
خیلی  از افراد  سعی  می كنند  بدون اینكه  از  ظرفیت ها و توانمندیهای  خویش  اطلاع داشته باشند  اعمال و رفتار  دیگران  را تقلید  كنند و به همین خاطر  تقلید رفتار دیگران  ممكن است  ناخواسته   افراد  را در دام  اشتباهات گرفتار  سازد. 
25-حوادث  غیر مترقبه
هنگامی  كه حوادث  غیر مترقبه  نظیر  سیل ،زلزله و غیره برای  انسان رخ می دهد ،افراد  آموزش  ندیده  و در چنین شرایطی  دچار  تشویش  فكر  شده  و دست به اقداماتی  نسنجیده  می زنند   كه این  خود اشتباهات  فراوانی  به دنبال  خواهد   داشت .
26-رقابت با دیگران
انسان  برای  دستیابی  به اهداف  خویش    به جای  رقابت با دیگران ، بهتر است با خود  به رقابت برخیزد  و هر از چندگاهی با بررسی  میزان موفقیت های  خویش ،دریابد  نسبت  به گذشته  چقدر موفق  بوده است  و اگر آدمی  از خود  شكست بخورد ، اعتماد به نفس  او  صدمه نمی بیند، اما اگر او با دیگران  به رقابت  بپردازد ،باعث می شود  برای  جلوگیری  از  شكست  خود ،دست به اقداماتی  حتی  نسنجیده   بزند  كه در نهایت آدمی را در گرداب مشكلات  گرفتارخواهد كرد.
27-عجله
تعجیل و شتاب  در زندگی و امور  باعث  می شود   انسان فرصت لازم  جهت  تصمیم گیری  دقیق  نداشته باشد ،لذا  تصمیماتی را اتخاذ  می كند  كه او را به  اشتباهات  فراوانی گرفتار می سازد.
29-پذیرش  مسوولیت  بدون توانایی
پذیرش  مسوولیت بدون توانایی  زمینه  ساز   اشتباهات فراوان   است  و هر گاه  در یك جامعه  افراد   ،بدون ارزیابی  توان خویش ،آمسوولیتی  را می پذیرند،اشتباهات  فاحش  و فراوان  به وقوع می پیوندد  كه گهگاه  خسارتهای  سنگین  و جبران ناپذیری  در پی  دارد كه در نهایت  سبب می شود  آدمی  با  وجدان  ناراحت  تا پایان  عمر این ناراحتیها  را تحمل  نماید.
30-ناتوانی در برقراری  ارتباط  با دیگران
انسان هایی كه قادرند  با دیگران بخوبی  ارتباط  برقرار كنند ،با گذر  زمان  به تجربیات  ارزشمند دست می یابند و از اشتباهات دیگران  پند های  فراوان می گیرند و همین  امر احتمال  بروز اشتباه  و خطا  را در زندگی  آنان  كاهش  می دهد و بر عكس  افرادی كه در برقراری  ارتباط  با دیگران ناتوان  هستند به مرور  با محدودیت  دید نسبت به دنیای  اطراف مواجه بوده  و در هنگام  تصمیم گیری با اشتباهات  فراوان روبرو  می  شوند.
31-شرایط  محیطی
سرمای  شدید ،گرمای  سوزان ،طوفان  و نظیر اینها   سبب می شود ،شرایط  فیزیولوژیك  بدن انسان  تحت تاثیر واقع  شده  و شرایط  سختی  بر انسان  تحمیل  شود  و سبب  آزردگی  آدمی  شود  و لذا انسان  در این  شرایط  بخوبی  نمی  تواند  تصمیم گیری  نماید  كه این خود  می  تواند  احتمال بروز  اشتباهات را  افزایش  دهد.
32-خطای حواس
انسان موجود كاملی  نیست  و حواس  او  نظیر  بینایی،چشایی ،شنوایی و ...... ممكن است  اشتباه  كند و این  خود سبب  بروز  خطاهایی خواهد  شد  كه ممكن است    اشتباهات  فراوانی به همراه  خود داشته باشد.
33- بی  انگیزگی
اگر انسان ها  انگیزه لازم  برای  زندگی  كردن و یا كار كردن  را از دست  بدهند دیگر علاقه ای  برای  كوشش و تلاش  نخواهند داشت  لذا با بی  تفاوتی  با رویدادهای  اطراف  خویش   روبرو می شوند  و این  بی  تفاوتی  چه بسا به همراه خود بی  دقتی به همراه داشته باشد  و سبب  بروز  اشتباهات فراوان شود.
34-یادگیری  بد مهارتها
ما برای  انجام  امور خویش باید  از مهارتهای  مختلف  برخوردار باشیم  و بخوبی  آموزش  ببینیم  و اگر  این مهارتها را بخوبی  فرا  نگیریم  چه بسا در انجام امور  با  اشتباهات  فراوان روبرو  شویم  برای  مثال بعضی  مهارتها  كه لازمه حفظ  ایمنی كار و بهداشت   شغلی  می باشد  در صورتی كه بخوبی  فراگرفته نشود  چه بسا  زندگی آدمی را به خطر اندازد. 
35-انتقام از  دیگران
هنگامی كه ریشه های انتقام  در وجود آدمی  شكل می گیرد ،سبب می شود انسان  دست به اقداماتی  بزند كه به دنبال خود  اشتباهات فراوانی را به همراه خواهد داشت .
36-مشورت با دیگران
انسان نیازمند  مشاوره  است ،هر چه انسان ها  بیشتر مشورت نمایند احتمال بروز  خطا و اشتباهات در زندگی  و كار آنان  كمتر می شود.
37-بی  علاقگی  در انتقال   تجربیات به دیگران
 گاهی انسان ها تجربیات  مهمی كسب  می كنند كه بواسطه  اشتباهاتی  است  كه انجام داده اند  و این افراد  به علل مختلف  این تجربیات را به دیگران منتقل نمی كنند  لذا سبب می شوند  دیگر افراد نیز ناخواسته  دچار  چنین  اشتباهاتی شوند و این خود می تواند  برای افراد  یك جامعه  سخت و گران تمام  شود.
38-مصرف دارو
مصرف  بعضی  از داروها ،عوارض  جنبی  به  همراه خود دارد  كه اگر افراد  با آن آشنایی نداشته باشند  ممكن است  سبب  بروز  اشتباهات  فراوان  شود  مانند  دارویی كه سبب خواب آلودگی  شده و رانندگان را دچار مخاطره  می كند.
علاوه بر عوامل  فوق ،عوامل  دگیری  نیز وجود دارند  كه شما می توانید  در باره آنها بیاندیشید و به دنبال آن در پی پیشگیری از وقوع آن  برآیید.اگرچه بعضی  از عوامل  ممكن است  با یكدیگر  همپوشانی  داشته باشند   اما منظور  از بیان این عوامل  فرصتی برای اندیشیدن بود تا بدین وسیله  بتوان درباره وقوع  اشتباهات  با دقت بیشتر فكر كنیم
آدمی باید  بپذیرد كه اشتباه می كند  و همچنین او باید  مسوولیت خطاهای خویش  را نیز بپذیرد  و همچنین  سعی نماید  تجربیات بدست آمده از  خطاهای خود را به دیگران بیاموزد و از  این  طریق از  بروز اشتباه در بین دهها نفر  دیگر پیشگیری  نماید.
پذیرش  اشتباه  و قبول مسوولیت  در قبال آن ،آغازی برای تفكر كردن  است  . یكی از مسوولیت  های  مهم  آن كس  كه اشتباه كرده است ، این است كه در مورد  اشتباه  خویش ،بررسی  و تحقیق نماید  و دلایل  آن را جستجو  كرده  و راههای  پیشگیری از وقوع  دوباره  آنها را بیابد  و یافته های خویش  را ثبت كرده  و آن را به دیگران منتقل  كند.
جامعه ای كه  به پیشگیری  از  اشتباهات  خویش  اقدام نمی كند بطور مكرر اشتباهات خویش  را تكرار می كند و   روز به روز  منابع خود را از دست می دهد  و به سوی  فقر و آسیب های  اجتماعی  قدم می گذارد.
تصور كنید  فرزندی به دور از چشم پدر ،سیگار می كشد  و یك روز  پدر وی ،تصادفی  او را در حال  سیگار كشیدن می بیند،در این لحظه   پدر به  سرزنش  و تنبیه  فرزند می  پردازد و در نهایت  فرزند  او به  پنهان كاری  رو آورده و چه بسا  در آینده به دور از چشم پدر ، مواد خطرناكتری را تجربه كند.
اما ممكن است ، پدری  این اشتباه  فرزند خود  را ببیند و آن را بپذیرد و در صدد  ریشه  یابی آن برآید.برای  یافتن چرایی  این اشتباه ،او مجبور  است  به جستجوی  علل آن  بپردازد  و به این  سوال  پاسخ دهد  كه چرا فرزند  او چنین اشتباهی  را مرتكب  شده است ؟
او با اندیشیدن در این مورد و جستجو كردن  درباره آن ،ممكن  است  علت ها را یافته  و در جهت برطرف نمودن    عوارض  این  اشتباه  اقدام نماید و یا  اینكه  علت ها  را نیافته و حال باید  با مشورت  با متخصصین ،مطالعه كردن  و دقت نظر  به جستجوی  علل گرایش فرزند خود  به  سیگار   بپردازد و یا حتی  با پدرانی  كه  تجربیات  مشابه  او را  داشته اند  به تبادل  نظر  بپردازد.
پدر با عبور  از این مراحل  ممكن است  به نتایج  زیر برسد:
1-تصمیم می گیرد  نكات جدیدی  را كه بدست آورده در برنامه ریزی  زندگی خود  بگنجاند  تا از وقوع  چنین خطایی  در مورد دیگر  فرزندانش  پیشگیری كند.
2- با  فرزند خود  صمیمی تر شده  و تلاش  می كند  به عمق  وجود او  راه یافته ، زمینه را برای رفع این  مشكل  با كمك متخصصین  فراهم كند.
3-نتایج  تجربیات  خویش  را به دیگران  منتقل  می كند  تا دیگران  به این مشكل  گرفتار نشوند .
4-او درمی یابد  كه علل  وقوع  این  اشتباه هم به خود او،هم فرزندش و هم  شرایط اجتماعی  بستگی دارد و قبول  مسوولیت ها  را بطور متعادل  می پذیرد و همه اشتباه رخ داده را تنها  بر گردن خود ، فرزندش و یا دیگران نمی اندازد .
5-سبب می شود  فرزند ،پنهان كاری  نكرده و خطا را نپوشاند  و در كنار پدر  به برطرف نمودن  عوارض  ناخواسته آن اشتباه  بپردازد و از مزمن  شدن آن جلوگیری  كند.
6-فرزند پدر خویش را یك تكیه گاه  محكم  به حساب آورده و در هنگام بروز مشكلات  با او مشورت می نماید.
7-فرزند  نسبت  به پدر  خود احساس  دلبستگی می كند و در می یابد كه پدر او دارای صبر و گذشت  است  و از خطای  او چشم پوشی  كرده است  و او را از خود  طرد نكرده   و برای  او احترام و ارزش  قائل  شده  است  و باعث  نگردیده  كه فرزندش  به دیگران  پناه ببرد.
8-فرزند  تلاش می كند  با پدر خود  در جهت  حل مشكلات مشاركت كند  و لذا موفقیت  سریع تر  به دست می آید.
9-فرزند بواسطه  پنهان كاری  دچار تشویش ونگرانی  و اضطراب  نمی شود  و دست به اقدامات  نسنجیده نمی زند  و مجبور  نمی شود  به دروغ گویی گرایش  یابد.
هنگامی كه انسان ها  تحمل كمی در برابر خطاهای  یكدیگر از  خود  نشان  می دهند،زمینه برای  پنهان كاری  مهیا می شود  و به دنبال آن دروغ گویی افزایش  می یابد  و به مرور انسانها ، به ریاكاری  رو می آورند و این ریا كاری  سبب گسترش  احساس  بدبینی و بدگمانی در بین اعضای  جامعه می شود  كه این خود  همبستگی های اجتماعی میان مردم  را كاهش می دهد  و با گذشت  زمان  زمینه برای بروز بحران های اجتماعی  فراهم می كند.
زمانی كه انسان ها  تلاش می نمایند با قدرت خلاقیت خود چیزهای جدیدی كشف كنند و یا دست به نوآوری  می زنند  و در راههای  جدید  قدم می گذارند، به احتمال  زیاد  ممكن است دچار خطا و اشتباه شوند ،زیرا تجربه قبلی  وجود ندارد كه انسان را از  اشتباهات برحذر دارد و در صورتی كه  جامعه تحمل  پذیرش خطا در این گونه  افراد را نداشته باشد ، انسان ها جرات  قدم گذاشتن  در راههای نو  را ندارند  و بیشتر به سوی  تقلید كردن گرایش  می یابند و همین امر سبب می شود  اختراعات و ابداعات به ندرت در جامعه پدیدار  شود كه این خود  موجب می گردد  به مرور جامعه ازنظر پیشرفت و ترقی از  دیگر ملل  عقب تر  بماند و در نهایت  مجبور است  اختراعات و ابداعات  را با بهایی  سنگین  خریداری نماید.
ادوارد دو بو نو  پدر تفكر  خلاق  در كتاب مهارت در اندیشیدن  بیان می كند: در پزشكی  كشفیاتی  بزرگ صورت گرفته  است  كه بوسیله مشاهدات  اتفاقی،تصادف و یا اشتباه به دست آمده اند.
در پایان باید  بیان كنیم  آیا در مورد پذرش  اشتباهات و یادگیری از آنها  و پیشگیری از وقوع آنها ،جامعه از آموزش های لازم برخوردارست ؟
آیا  افراد در صورت اشتباه كردن ،شجاعت  آن را دارند  كه آن را بپذیرند و به دور از  پنهان كاری  تلاش  نمایند  تا بار  دیگر خود  و دیگران را به دام آن گرفتار نسازند؟
آیا ما فراگرفته ایم ،اگر كسی  دچار اشتباه شد  و با شجاعت خطاهای  خود را پذیرفت ،صادقانه به یاری او شتافته و به او كمك كنیم ؟
این سوالاتی  است كه باید  درباره  آن ها فكر كنیم  و بیندیشیم  و بدون شك بی توجهی  به آنها ممكن است  روزی آدمی را به عواقب  ناخوشایند آن دچار  سازد.
ماكسول مالتز می گوید:
مردان بزرگ و شخصیت های مهم اشتباه  می كنند و آن را می پذیرند و كسی كه اشتباه می كند و آن را نمی پذیرد انسانی  حقیر است .
 
نوشته شده توسط آت دوتان ساعت 11:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در شنبه 25 اسفند 1386 و ساعت 11:03 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 23 اسفند 1386
بیایید قدردانی را تمرین كنیم ...

تاکنون چندین بار بخاطر اینکه دیگران انتظارات و تصورات ایده آل ما را برآورده نساخته اند ، در یاس و غضب فرو رفته ایم؟ به گذشته ودوران طفولیت خود نظر می‌اندازیم و به یافتن همه آنچیز هائی می‌پردازیم که می‌توانستند برای ما انجام و یا به ما داده بشوند تا ما خوشبخت تر می‌شدیم.

اگر دید و بینش خویش از جهان را به یک تصور ذهنی و رویائی محدود کنیم، زندگی در تمام قواعدش ما را ناامید و مایوس خواهد نمود. اما اگر افق دید و بینش خود را بسط داده و به شناسائی و توجه آنچه را که زندگی به ما عطا کرده است بپردازیم، متوجه خواهیم شد که با دنیائی با درجات والای عنایات و نعمات و حمایتهای بی نظیر احاطه شده ایم.
قدرشناسی مشروط و منوط به توجه، دید و نگرش به درون خود است. بدون یک توجه واقعی نمی‌توان به وجود تعداد بیشماری از رخدادهای تکراری که به نفع ما در جریان است پی برد و آنها را دید.

  روانشناسان در چهارچوب تحقیقات "روانکاوی مثبت"،  در جستجوی این پرسش  که چه شیوه هائی ، سلامت روانی را حفظ می كند  ، اهمیت "قدردانی" را کشف کرده‌اند و آنرا بعنوان یک منبع نیروی روانی تلقی می‌کنند.

آنچنانکه تحقیقات جدید نشان می‌دهد انسانهای قدردان و سپاسگزار راضی تر، خوشبخت تر و اجتماعی تر از افرادی هستند که با دقت تمامی جهات منفی زندگی خود را موشکافی و بایگانی می‌کنند اما جهات مثبت را نادیده می‌انگارند. اینها همچنین کمتر از امراض جسمانی گله مند بوده و به هنگام وجود مشکلات شخصی به یاری یکدیگر می‌شتافتند و بیشتر از دیگران حمایت احساسی و معنوی خودشان را از یکدیگر ابراز می‌کردند. همچنین بیشتر در کارهای اجتماعی (و عام المنفعه و خیریه بدون چشمداشت مالی شرکت) می‌جستند.انسانهای شکرگزار ارزش کمتری برای مادیات قائلند. آنها ارزش خویش و دیگران را با داشتن و دارائی، مقام و موفقیت نمی‌سنجند. آنان حسادت نمی‌ورزند و تقسیم و اشتراک برای آنها قابل قبول تر از دیگر انسانهائی است که احساس قدردانی را در خود غریبه حس می‌کنند.از اشخاصی که از یک بیماری عصبی عضله رنج می‌بردند دعوت شد که در مدت سه هفته دلائلی را که برای شکرگزار بودن دارند یادداشت نمایند. در پایان آزمایش از خلق و خوی بهتری برخوردار بودند، آنها از روابط محکمتر اجتماعی خودشان، بهبود وضع خواب و خوشبین تر شدنشان گزارش می‌کردند. قدردانی و سپاسگزاری منوط به موقعیت خوشبخت و بهشتین زندگی و همچنین مشروط به یک حساب بانگی پر و پول زیاد هم نیست.  انسانهایی که قدر آنچه را که دارند و آنچه را که تجربه می‌کنند می‌دانند، خوشبخت ترند، و توانائی غلبه بر رویدادهای منفی زندگی در آنها مانند قدرت برحذر بودن آنها از حسادت، ناراحتی و خشم و افسردگی بیشتر می‌گردد. سپاسگزاری و اعمال متعاقب آن روابط اجتماعی را قوی تر کرده و دوستی‌ها را تقویت می‌کنند. این خود به نوبه خود سلامتی روحی و جسمی را افزایش می‌دهد. برخی عوامل قدرناشناسی و بی سپاسی عبارتند از : بی توجهی و تاخیر در سپاسگزاری،  فراموشی ، تنبلی... و اینكه فرض را بر این می‌گذاریم که دیگران می‌بایست «بدانند» که چقدر من قدردان و سپاسگزارم... گفتن اینكه این حق من است... آنها فقط وظیفه خود را انجام می‌دهند ... این کار زحمت زیادی نداشته است ...یا این شخص بعدها برای من مشکلاتی ایجاد کرده است...  انتخاب دست ماست: آیا می‌خواهیم توجهمان را معطوف به بخش نامطبوع و تاریک زندگی، مشکلات، اشتباهات، فشارها و ناراحتی‌ها کنیم یا خواهان یادگیری آن هستیم که قسمت خوب زندگی را هم نادیده نگرفته و سپاسگزار باشیم؟  آدمی می‌تواند برای بسیاری از چیزها متشکر و قدردان باشد. برای یک هدیه، برای یک حرکت دوستانه، برای زیبائی طبیعت، برای سکوت بعد از سروصدا، برای بدست آوردن دوباره سلامتی، برای نور خورشید و خنده بچّه‌ها. هر چه که ما شکرگزارتر باشیم، دلائل بیشتری هم برای شکرگزاری خواهیم یافت.  بنابر تئوری انگیزه ماسلو، روانشناس برجسته، هر کسی قادر به شناسائی و فهم نعمات و آسایشی که از آن برخوردار است نیست. تنها انسانهای «به خود تحقق ده و خودساخته»، آنان که تسلیم خواسته‌ها و نیازهای ناچیز خود نمی‌شوند، از توانائی عالی برخوردار هستند که مواهب اساسی و اولیه زندگی را همواره و خستگی ناپذیر با احترام، خوشحالی، ابراز تعجب و تشکر و حتی شور و شعفی بی اندازه قدردان باشند و ارج نهند.

انسانهای قدرشناس توفیق خواهند داشت که به یک رویداد منفی معنای مثبتی ببخشند. بدین ترتیب آنها در از دست دادن کار خود شانس آغاز مجدد را می‌بینند، به هنگام مرگ عزیزان خویش آگاهانه محبت و صمیمیت و حمایت دوستان خود را تجربه می‌کنند و در یک بیماری فلسفه و مفهومی را مشاهده می‌کنند. چنین شخصی حتی در یک فاجعه می‌تواند نقاط مثبت و خوبیها را کشف کند.

 امّا چه کنیم اگر هنوز به گروه قدرشناسان تعلق نداریم؟ پژوهشگران ،معتقدند که قدرشناسی را می‌توان آموخت. بطور مثال آنها بعنوان یک روش آموزشی مناسب مدل چهار مرحله‌ای زیر را توصیه می‌کنند:
1. شناخت افکار قدرناشناس را  2. فرموله کردن افکار قدرشناس   3. جانشین ساختن افکار قدرناشناسی  با افکار قدرشناسانه 4.  انتقال احساسات درونی به اعمال و رفتار
متد و کاربرد دفتر خاطرات در مطالعات ذکر شده در رابطه با قدرشناسی می‌تواند این پروسه را پشتیبان باشد. فردی که در انتهای یک روز به این فکر کند که کجا و چه وقت وی با سرنوشت و یا دیگر انسانها دعوا کرده است و یا آن تجربه‌های خوب آن روز را به یاد آورد با گذشت زمان خواهد توانست بخش مثبت زندگی خویش را آگاهانه تجربه کند.

  همینطور روش بودائی، ژاپنی نایکان آموزشی عملی برای قدرشناسی و دید مثبت است.

"نایکان" به معنی "نگرش و نظارت بر خویشتن خویش" است كه بر اساس سه پرسش صورت می‌پذیرد:

 از .... تا کنون چه دریافت کرده‌ام؟

 به .... تا کنون چه داده‌ام؟

 چه مشکلات و ناملایماتی برای .... بوجود آورده‌ام؟
 

1- از .... تا کنون چه دریافت کرده ام؟
به هنگامیکه رابطه خویش را با شخص دیگری بررسی کرده و به زیر ذره بین می‌برید، ابتدا مشاهده و توجه کنید که چه چیزهائی تا کنون از این شخص دریافت کرده‌اید. زن من امروز صبح برای من آب پرتقال تازه آماده کرد. او ظروف صبحانه را شست. او ساعتی را که بر مچ دارم به من هدیه کرده است. اغلب این چیزها را بدیهی و طبیعی می‌پنداریم. ما روزها و روزمرگی خود را با عجله و بی توجه سپری می‌کنیم و به تمامی چیزهای «ناچیز و کوچکی» که دریافت می‌کنیم عنایتی نداریم.
اگر به تهیه لیستی از چیزهائی بپردازید که از دیگران دریافت کرده اید، درخواهید یافت که از چه طرقی حمایت و محبت دیگران شامل حال شما شده است. گاه حتی از بلندی چنین لیستی و یا مفهوم یک یک آنها تعجب کرده و شاید تجربه نمائید که چه احساس عمیقی از قدرشناسی و تشکر و فهم ارزش آنها در شما زنده خواهد شد.


2- به .... تا کنون چه داده‌ام؟
در روابط خویش با تک تک افراد و ما بقی دنیا می‌توانید فهرستی از آنچه که می‌دهید (طلبکار) و آنچه که می‌گیرید (بدهکار) تنظیم نمائید و در مقابل یکدیگر قرار دهید. به این منظور می‌توانید زمان معینی را در نظر بگیرید که می‌تواند از یک روز یا مثلا تا یک دهه باشد.
لیستی تهیه کنید از آنچه که در بیست و چهار ساعت اخیر به دیگران داده‌اید. شاید فردی را به محلی رسانده‌اید و یا برای وی غذائی پخته‌اید. شاید برای دوستی کارت تولد فرستادید و یا در خیابان محل عبور خود قطعه‌ای آشغال را از روی زمین برداشته و به زباله دان ریخته‌اید. در هر حال با دقت و صحت عمل به نوشتن این لیست بپردازید. از نوشتن جملاتی چون «من کمک کردم» یا «من از دوستم حمایت کردم» بپرهیزید. بطور دقیق و واقعی برای دیگران چه انجام دادید؟

3- چه مشکلات و ناملایماتی برای .... بوجود آورده‌ام؟
اغلب به این حضور ذهن داریم و آگاهیم که به چه طرقی دیگران مشکلات و ناملایماتی برای ما ببار آورده‌اند. شاید اتومبیلی در خیابان راه را بر ما سدّ می‌کند، یا خانمی که قبل از ما در صف پست ایستاده است تعداد زیادی نامه و پاکت‌های پستی برای ارسال دارد و ما باید مدّت مدیدی را در صف انتظار بگذرانیم. اینگونه مشکلات و ناملایماتی را که دیگران برای ما فراهم می‌آورند با دقت و لیاقت ضبط و در ذهن می‌سپاریم. امّا به هنگامی که خود مسبب ناملایمات و گرفتاری برای دیگران می‌شویم، قاعدتا متوجه نیستیم و به خاطر نمی‌سپاریم. و یا اگر هم آنها را بیاد داشته باشیم، فکر می‌کنیم که «اینها بدشانسی و مواقع استثنائی» بوده‌اند یا «من منظوری نداشتم، عمد نبوده». شاید آنطور ظاهر کنیم مثل اینکه مشکل و مسئله مهمّی اتفاق نیفتاده است. امّا این پرسش واقعا حائز اهمّیت است. اگر نخواهیم و توانائی آنرا نداشته باشیم که این رویدادها را متوجه شده و ضبط کنیم و قبول کنیم که ما مسبب گرفتاری و ناملایماتی برای دیگران بوده ایم، نخواهیم توانست خودمان و آنچه امکاناتی را که زندگی پیش روی ما می‌نهد واقعا بشناسیم و بفهمیم.
لیستی از مشکلات و مسائلی را که در بیست و چهار ساعت اخیر برای دیگران فراهم آورده‌اید تهیه کنید. از فردی انتقاد کردید؟ ظروف نشسته را در آشپزخانه رها کردید تا شخص دیگری آنها را تمیز کند؟ فردی را منتظر نگه داشتید، منتظر جواب نامه یا تلفن شما؟ بدقولی کردید و بر سر یک قرار به تاخیر حاضر شدید؟ و برای نوشتن و تهیه این لیست با دقت همه چیزها را منظور کنید و مطلبی را از قلم نیاندازید.
 
قدرشناسی و سپاس بدان معنا است که چشمانمان را برای حمایت‌های متنوعی که ما از محیط پیرامون خود دریافت می‌کنیم باز نگاه داریم. اگر ما بدین روش زندگی کنیم، کمتر فرصت رنج و درد کشیدن را پیدا می‌کنیم، زیرا که توجه و تمرکزمان را بهتر بکار گرفته ایم. بیشتر از قبل پی خواهیم برد که چه چیزها به ما داده شده است؛ از کمک و یاری که به ما می‌شود متشکر می‌شویم و خودمان هم در عمل به اطرافیان خدمت کرده و از آنچه که اکنون و یا در گذشته از دیگران دریافت کرده ایم مقداری را هم به دیگران برگردانده ایم.  

 یک ضرب المثل چینی چنین می‌گوید: «به هنگامیکه تو از یک رودخانه آب می‌نوشی به سرچشمه آن فکر کن». اما هرگز سرچشمه به این فکر نخواهد افتاد که از تشنگان طلب تشکر کند یا رطوبت فرحبخش خود را مشروط به قدرشناسی نماید.

 منبع : وبلاگ آرمان اندیشمند

نوشته شده توسط آت دوتان ساعت 03:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در پنجشنبه 23 اسفند 1386 و ساعت 04:03 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 23 اسفند 1386
مثبت فکر کنید ...

شما همان چیزی هستید كه فكر می كنید و در عین حال می توانید نیازهایتان را نیز احساس كنید. پس هدفی والا برای خود تعیین كنید و در راه تحقق آن نهایت تلاشتان را به كار ببندید.
تمامی احساسات، عقاید و دانش ما به افكار درونی مان ـ آگاهانه یا غیرآگاهانه ـ بستگی دارد و چه بدانیم یا ندانیم تحت كنترل هستیم و می توانیم مثبت یا منفی، مشتاق یا بی تفاوت، فعال یا غیرفعال باشیم.
بزرگ ترین فرق بین مردم، رفتار و طرز برخورد آنان است. برای برخی، یادگیری لذتبخش و هیجان انگیز است، برای دیگران سخت و خسته كننده و برای بسیاری دیگر، یادگیری فقط كاری ضروری برای پیدا كردن شغلی مناسب محسوب می شود.
رفتارها و طرز برخورد ما در حال حاضر عادت نامیده می شود كه به علت دریافت بازخورد از طرف والدین، دوستان، جامعه و خودمان شكل می گیرد و در واقع تصویری است از ما وجهان ما.
این رفتارها غالباً به وسیله گفتگوی درونی كه مرتباً با خود ـ آگاهانه یا غیرآگاهانه ـ داریم، تقویت می شوند. در واقع اولین گام برای تغییررفتار، تغییر گفتگوی درونی ماست. یكی از روش های تغییر عبارت است از تعهد، كنترل وچالش.
تعهد
در خود تعهد و الزام مثبت به خود، یادگیری، كار، خانواده، دوستان، طبیعت و دیگر چیزهای با ارزش ایجاد كنید. به خود و دیگران ارج نهید. در آرزوی موفقیت باشید. با شوق و اشتیاق زندگی كنید و كارهایتان را انجام دهید.
كنترل
فكر خود را روی چیزهای مهم متمركزكنید. برای چیزهایی كه به آن ها فكر می كنید و كارهایی كه انجام می دهید هدف و اولویت تعیین كنید، از قبل تمامی فعالیت های خود را در ذهن تصور و مرور كنید. برای مقابله با مشكلات، استراتژی داشته باشید، یاد بگیرید كه چگونه به خود آرامش بدهید. ازموفقیت ها لذت ببرید و با خود روراست باشید.
چالش
مشوق خود باشید. هر روز رفتار خود را تغییر دهید و بهبود بخشید. تمام تلاش خود را به كار ببندید و به عقب برنگردید. یادگیری و تغییر را غنیمت بشمارید. چیزهای نو را امتحان كنید. گزینه ها و انتخاب های مختلف را درنظر بگیرید. با افراد جدید آشنا شوید. هر چیزی را كه نمی دانید بپرسید. مواظب سلامت جسمانی و روحی خود باشید. مثبت گرا باشید. مطالعات نشان داده كه افراد دارای این مشخصات در اوقات خوش، برنده هستند و در شرایط سخت، محكم و قوی به زندگی ادامه می دهند. تحقیقات همچنین نشان داد مردمی كه آگاهانه گفتگوی درونی و غرور خود را اصلاح می كنند، غالباً خیلی سریع در رفتارشان بهبود حاصل می شود. انرژی آنها افزایش می یابد و همه چیز به نظر بهتر می آید.
تعهد، كنترل و چالش به ساخت اعتماد به نفس و ایجاد تفكر مثبت كمك می كنند.
7 پیشنهاد برای ایجاد تفكر مثبت
ـ در هر طبقه ای، در جست و جوی افراد مثبت برای ایجاد ارتباط باشید.
ـ در هر سخنرانی، در جست و جوی ایده های جالب باشید.
ـ در هر فصل كتاب، در جست و جوی مفهوم هایی باشید كه برای شما مهم هستند.
ـ با هر دوستی، درباره ایده جدیدی كه به تازگی یادگرفته اید، صحبت كنید.
ـ از هر معلمی سئوال های خود را بپرسید.
ـ لیستی از اهداف، افكار و رفتار مثبت خودتان تهیه كنید.
ـ به خاطر داشته باشید، شما همان چیزی هستید كه فكر می كنید.

منبع : http://www.ayaran.com

 

نوشته شده توسط آت دوتان ساعت 03:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 23 اسفند 1386
مغز با دیدن شیرینی از خود بی خود می شود.
نتایج پژوهشهای دانشمندان آمریکایی نشان می دهد که حتی دیدن شیرینی و شکلات موجب می شود که مغز مغشوش شود.

محققان دانشگاه "نورث وسترن" در شیکاگو با استفاده از رزونانس مغناطیسی توانستند واکنش مغز به دیدن شیرینی و شکلات را مشاهده و کشف کنند که مغز تنها با دیدن شیرینی دچار آشفتگی می شود.

این محققان که نتایج تحقیات خود را در مجله Cerebral Cortex منتشر کرده اند در این خصوص توضیح دادند که واکنش مغز در مقابل شیرینی، بسیار زودتر از اینکه فرد شیرینی را بخورد آغاز می شود.

این تیم تحقیقاتی برای داوطلبان دو آزمایش را تجویز کردند. در آزمایش اول از داوطلبان خواسته شد که بلافاصله پس از خوردن میزان زیادی شرینی حلقه ای، یک کیک خامه ای بخورند و برای گروه دوم تجویز شد که کیک خامه ای را به فاصله 8 ساعت از شیرینی حلقه ای بخورند.

این درحالی بود که به هر دو گروه تصاویری از شیرینی و کیک خامه ای که با پرتغال تزئین شده بودند، نشان داده شد و به طور همزمان رزونانس مغناطیسی از مغز آنها تصویربرداری می کرد.

در این آزمایش مشخص شد که پس از خوردن شیرینی، مغز تنها یک واکنش ساده را نشان می داد و هیچ ویژگی جالبی در این واکنش وجود ندارد.

اما فعالیت مغزی در زمان مشاهده تصویر شیرینی پس از خوردن آن و در 8 ساعت فاصله بین خوردن دو نوع شیرینی، بسیار جالب توجه بود.

در حقیقت در مغز گروه دوم دو فضا روشن شد. فضای اول "مغز کناری" یا "اولیه" نام دارد که با نگاه به غذا در داوطلبان فعال شد و بلافاصله پس از آن مکانیزمهای منطقه "توجه فضایی" عمل کردند که نشان دهنده میزان دقت و توجه شرکت کنندگان به شیرینیها بود.

در این خصوص این محققان اظهار داشتند: "در مغز ما سیستم پیچیده ای وجود دارد که می تواند از بین هزاران شئی که در محیط پیرامون ما قرار دارند، تنها روی بعضی از آنها توجه کند و به نیازهای ما پاسخ رضایت بخشی بدهد. برای مثال، توجه به غذا اگر ما احساس گرسنگی داشته باشیم، اما نکته قابل توجه در این مورد این است که پیروزی شیرینیها در رقابت با سایر غذاها بیشتر است و در واقع شیرینی توانایی افزایش فعالیت شدید مغز را دارد."

راستی شما چی فکر می کنید ؟!میتونید امتحان کنید.

نوشته شده توسط آت دوتان ساعت 03:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ علمی پزشکی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 23 اسفند 1386
پذیرش اشتباه.یادگیری از آن و پیشگیری از آن
اشتباه كلمه ای  است  كه هرگاه  انسان  آن را در ذهن خود تكرار می كند لحظه ای  احساس می كند  كه  شخصیت  وجودی  او  مورد خطر  قرار گرفته است  و میان  او  و توانمندیهایش  فاصله ای  در حال ایجاد  شدن  است .
انسان ها  از دوران كودكی می آموزند كه كمتر خطا كنند تا از این طریق خسارتهای كمتری  پدید آید و جوامع نیز  به منظور  دوری از پدید آمدن  خسارتها     همیشه دوری از اشتباه را گوشزد می كنند زیرا خطا و اشتباه در بسیاری  از موارد  آرامش  را از انسان ها می گیرد و در مواردی  نیز او را به دردسر می اندازد، لذا ترس  از وقوع  اشتباه  و خطا  از دوران  كودكی  در ذهن  انسان  شكل می گیرد و نگرانی  ناشی  از آن  لحظه ای آدمی  را به حال خود رها نمی كند.
آموزش  جامعه  در مورد  نحوه  برخورد  با خطاها  و اشتباهات  ضروری   است  و لذا  باید  در مورد  چندین  سوال  زیر با دقت  بیاندیشیم.
1-آیا  شرایط  جامعه  به گونه ای  هست  كه در موقع  بروز  اشتباه و خطا،انسان ها به یاری  یكدیگر  شتافته و پس  از كسب  تجربیات  بدست آمده  آن  را به دیگران  منتقل  كرده  و بدین طریق  از وقوع  اشتباهات دوباره  جلوگیری  شود.
2-آیا در جامعه ، به  هنگام  وقوع اشتباهات  افراد به سوی  پنهان كاری شتافته و بار دیگر زمینه برای تكرار  اشتباهات مهیا می شود؟
پنهان كردن بعضی  از  اشتباهات  مانند  پنهان  كردن  زغالی روشن  در میان انبار  انباشته  از چوب های خشك می باشد كه سرانجام  روزی شعله ور شده  و همه جا را به آتش می كشد.
امروزه  لازم است  كه متخصصین آموزش های لازم را در این رابطه  به جامعه ارائه  نمایند.زیرا تا زمانی كه برخورد  افراد  با اشتباهات  یك برخورد احساسی باشد  بسیاری از  افراد  جرات نخواهند كرد كه هم مسوولیت  اشتباهات  خویش  را بپذیرند و هم با دیگران  در این زمینه به مشورت  بپردازند.
اصولا  هر اشتباهی  به واسطه  علتی  بروز  می كند و شناخت این علل می تواند  در پیشگیری از وقوع  مجدد آن  موثر باشد. بعضی  از علل وقوع  اشتباهات  به شرح زیر می باشد:
1-كمبود تجربه
گاهی انسان  به علت بی تجربگی  ناخواسته دچار اشتباهات فراوان می شود .لذا  بهره گیری از تجربیات  دیگران  و یا استفاده از  تجربیات  قبلی می تواند  می تواند سبب كاهش  بروز اشتباهات شود.
2-كمبود علم و دانش
علم و دانش  همچون چراغی  است  كه در تاریكی به یاری انسان آمده  و او را كمك می كند تا كمتر دچار لغزش و خطا شود لذا انسان جاهل  همچون  فردی  بدون چراغ است  كه در تاریكی گام برمی دارد ، و هر  لحظه  ممكن  است در گودال  اشتباهات قدم بگذارد.
3-فقدان نظم
هر گاه انسان  در امور مربوط به خود  نظم نداشته باشد ، سبب  آشفتگی و هرج و مرج  شده  و در این  شرایط احتمال  وقوع  اشتباهات  افزایش می  یابد.
4-آینده نگری
بسیاری از ما  انسان ها هرگاه  فعالیتی را آغاز می كنیم  درباره آینده و عواقب آن كمتر می اندیشیم و لذا ممكن است  با مشكلات  پیش بینی  نشده  روبرو شده  كه این خود  می تواند  سبب بروز   اشتباهات  و خطاهای فراوان  شود.
5- تنبلی
انسان های  تنبل و تن پرور به علت  دوری از تحرك  و فعالیت  كمتر تجربه می كنند و كمتر می آموزند   لذا در برخورد با رویدادهای  مختلف  قادر به انجام رفتارهای درست  نیستند و بیشتر   در معرض بروز  اشتباهات قرار دارند.
6- احساسی  عمل كردن
گاهی  افراد تحت تاثیر  رفتار و حرفهای  دیگران  قرار گرفته  و دست به اعمالی می زنند كه برخاسته  از تحریك احساسات  می باشد ،لذا چون این گونه  رفتارها  سنجیده و درست نیست ، به همراه خود  اشتباهات فراوانی به همراه  خواهند داشت .
7-فقدان  پژوهش
اگر قبل از شروع  هر  كار ،انسانها  باپژوهش  و  تحقیق   به بررسی  جوانب  مختلف آن  كار پرداخته  و سپس به  بهترین  نحو ممكن  آن  فعالیت  را انجام  دهند،بدون شك  كمتر با اشتباه و خطا  مواجه  خواهند  شد ، نبود  روح پژوهشگری  و دقت نظر  یكی  از  عوامل  بروز  اشتباهات  می  باشد.
8- اضطراب  و نگرانی
اضطراب و نگرانی  از تمركز  انسان  در انجام   امور  می كاهد  و سبب كاهش دقت  نظر  و افزایش  حواس پرتی  شده  كه  به دنبال  خود  ممكن  است  سبب  بروز  اشتباهات  شود  و در جامعه ای  كه اضطراب  و نگرانی   افزایش  یابد  باید  منتظر  وقوع  اشتباهات  فراوان بود .
9-ترس
ترس  انسان  در برخورد  با امور و  یا  پیشامدها  سبب  می گردد كه آدمی تمامی  حواس  خود  را به سمت  مكانیزم های   دفاعی سوق  دهد  لذا ممكن  است  شخص در اثر  شتابزدگی  و بی دقتی   دچار   اشتباه  شود .
10-قدم گذاشتن  در ناشناخته ها
گاهی  انسان  مجبور  است  در راهی   قدم بردارد  كه تاكنون  تجربه نكرده  و برای او ناشناخته است  و حتی  برای دیگران  نیز  شناخته  شده نیست ،لذا ناخواسته  ممكن است  دچار اشتباه شود .بسیاری  از دانشمندان  كه نایل  به كشف  و اختراعات می شوند  بخاطر  جرات  و جسارت  آنان  در قدم گذاشتن در راههای  ناشناخته   است  ، اما از طرفی  احتمال  بروز  اشتباهات  نیز  افزایش  می  یابد .قدم  گذاشتن در راههای  ناشناخته  و پیش  قدم  شدن  در امور جدید اگرچه  ممكن است  با اشتباهاتی  همراه باشد  اما  ممكن است   فرد  به دستاوردهای مهمی  برسد  كه سبب تحول در زندگی  بشر شود .
11-بی برنامگی
انجام امور  بدون  داشتن  برنامه مدون  سبب می  شود  كه  فعالیتها  قبل  از  شروع  مورد نقد و بررسی   قرار  نگرفته  و لذا از  پختگی   لازم  برخوردار  نباشد و این خود  زمینه  ساز  بروز  اشتباهات  است
12-تصمیمات  شتابزده
گاهی  انسان  به علت  نداشتن مهارتهای  مربوط به  تفكر كردن و  تصمیم گیری ، ناخواسته  تصمیمات غلطی  می گیرد   كه نتایج  بعضی  از  تصمیمات  با اشتبا هات  همراه می شود
13-مصرف مواد مخدر  و الكل
استعمال  مواد مخدر  و الكل سبب می شود  كه انسان  دچار توهمات شده و یا از حالت  طبیعی  خارج  شود  كه این خود سبب می شود  چنین افرادی  دست به اقداماتی  بزنند كه با اشتباهات  فراوانی  همراه  است.
14-باورهای  انسان
گاهی  اوقات  افراد ، باورهایی  دارند  كه می  تواند  زمینه ساز  وقوع  اشتباهات باشد  برای  مثال ،شخص  با  یك اتوموبیل   فرسوده  و با  سرعت  زیاد و غیر مجاز  رانندگی  می كند  و زمانی  كه از او درخواست  می  شود  كه با  سرعت  مناسب  حركت كند  می گوید ،سرنوشت  انسان  از قبل  تعیین  شده است  و اگر بخواهیم  بمیریم ،این اتفاق  خواهد افتاد  و ارتباطی  با  سرعت   غیر مجاز اتومبیل  ندارد.
15-خشم  زیاد
انسان ها  در هنگام  خشم زیاد   ناخواسته دست   به  اقدامات  می  زنند  كه خود  را در بدبختی  و فلاكت می اندازند،  لذا یكی از عوامل   مهم  در بروز  اشتباهات  خشم كنترل  نشده است .
16-بیماریهای  جسمی
 نگرانی  و اضطراب  ناشی  از  بیماریهای  جسمی  اجازه نمی دهد  كه انسان   با دقت  به رویدادهای  اطرافش  توجه كند  و تصمیم  مناسب  بگیرد لذا چنین  اشخاصی  مستعد  خطا و اشتباه هستند  و لذا در این مرحله انسان باید در امور خویش  دقت بیشتری  كند.
17-تحت تاثیر  دیگران  قرار گرفتن
بعضی  از  اشخاص براحتی   تحت تاثیر  دیگران قرار می  گیرند  و برای  به نمایش  گذاشتن  توانمندیهای  خود  و یا  پنهان كردن  ناتوانیهای  خود ، دست  به اقداماتی  می  زنند  كه در نهایت زمینه  ساز  اشتباهات فراوان است
18-تعصب
انسان وقتی  دچار تعصب می  شود ،گویی  پرده ای  بر روی  مغز او قرار می  گیرد به گونه ای كه قادر  به تفكر كردن نیست  و لذا  قادر به دیدن و درك  بسیاری  از حقایق و واقعیت  ها  نیست  و چنین  افرادی  دست  به اقداماتی  می  زنند  كه ممكن است  به همراه خود  اشتباهات فراوانی  را به همراه  بیاورد.
19-بی هدفی
انسان بی هدف  در تمامی   ابعاد  زندگی ،سرگردان  است   و لذا بواسطه  بی انگیزگی  و بی  دقتی  و انتخاب  نكردن  راه مشخص  دست به اقداماتی  می زند  كه ناخواسته  آنان  را به  سوی  اشتباهات  و خطاها  سوق می دهد. 
20-خستگی
هوشیاری  انسان در اثر  خستگی  كاهش  می  یابد  و تصمیم گیری  در این  شرایط به كندی  انجام می  شود ،لذا وقتی  افراد  در هنگام خستگی    به كاری  مشغول  هستند  مستعد  اشتباه  هستند .
21-ارضاء  نیازها  بدون  توجه به توانایی
گاهی  آدمی   در صدد تامین نیازهای  زندگی خویش  برمی آید  بدون آنكه  تامین این نیازها  با توانایی  انسان هماهنگ  باشد ،لذا افراد  دست به اقداماتی  می زنند كه ممكن  است آنان را دچار اشتباه  نماید.
22- مشكلات  خانوادگی
وقوع  مشكلات  خانوادگی  سبب می شود  افراد  در یك  شرایط  نابسامان  بسربرده  و لذا  افراد  در این  شرایط   دست به اقداماتی  می زنند  كه ممكن   است آنان  را دچار اشتباه   نماید  لذا در جوامعی  كه آسیب  های  اجتماعی و از هم پاشیدگی  خانوادگی  افزایش  یابد ،باید  آماده وقوع اشتباهات   فراوان در جوامع  بود
23- نقص  بدنی
افرادی كه دچار نقص  بدنی  هستند  و با توجه  به نوع  نقص ،كار خویش  را انتخاب نمی كنند  ممكن است  ناخواسته  دچار اشتباه  شوند.
24-تقلید
خیلی  از افراد  سعی  می كنند  بدون اینكه  از  ظرفیت ها و توانمندیهای  خویش  اطلاع داشته باشند  اعمال و رفتار  دیگران  را تقلید  كنند و به همین خاطر  تقلید رفتار دیگران  ممكن است  ناخواسته   افراد  را در دام  اشتباهات گرفتار  سازد. 
25-حوادث  غیر مترقبه
هنگامی  كه حوادث  غیر مترقبه  نظیر  سیل ،زلزله و غیره برای  انسان رخ می دهد ،افراد  آموزش  ندیده  و در چنین شرایطی  دچار  تشویش  فكر  شده  و دست به اقداماتی  نسنجیده  می زنند   كه این  خود اشتباهات  فراوانی  به دنبال  خواهد   داشت .
26-رقابت با دیگران
انسان  برای  دستیابی  به اهداف  خویش    به جای  رقابت با دیگران ، بهتر است با خود  به رقابت برخیزد  و هر از چندگاهی با بررسی  میزان موفقیت های  خویش ،دریابد  نسبت  به گذشته  چقدر موفق  بوده است  و اگر آدمی  از خود  شكست بخورد ، اعتماد به نفس  او  صدمه نمی بیند، اما اگر او با دیگران  به رقابت  بپردازد ،باعث می شود  برای  جلوگیری  از  شكست  خود ،دست به اقداماتی  حتی  نسنجیده   بزند  كه در نهایت آدمی را در گرداب مشكلات  گرفتارخواهد كرد.
27-عجله
تعجیل و شتاب  در زندگی و امور  باعث  می شود   انسان فرصت لازم  جهت  تصمیم گیری  دقیق  نداشته باشد ،لذا  تصمیماتی را اتخاذ  می كند  كه او را به  اشتباهات  فراوانی گرفتار می سازد.
29-پذیرش  مسوولیت  بدون توانایی
پذیرش  مسوولیت بدون توانایی  زمینه  ساز   اشتباهات فراوان   است  و هر گاه  در یك جامعه  افراد   ،بدون ارزیابی  توان خویش ،آمسوولیتی  را می پذیرند،اشتباهات  فاحش  و فراوان  به وقوع می پیوندد  كه گهگاه  خسارتهای  سنگین  و جبران ناپذیری  در پی  دارد كه در نهایت  سبب می شود  آدمی  با  وجدان  ناراحت  تا پایان  عمر این ناراحتیها  را تحمل  نماید.
30-ناتوانی در برقراری  ارتباط  با دیگران
انسان هایی كه قادرند  با دیگران بخوبی  ارتباط  برقرار كنند ،با گذر  زمان  به تجربیات  ارزشمند دست می یابند و از اشتباهات دیگران  پند های  فراوان می گیرند و همین  امر احتمال  بروز اشتباه  و خطا  را در زندگی  آنان  كاهش  می دهد و بر عكس  افرادی كه در برقراری  ارتباط  با دیگران ناتوان  هستند به مرور  با محدودیت  دید نسبت به دنیای  اطراف مواجه بوده  و در هنگام  تصمیم گیری با اشتباهات  فراوان روبرو  می  شوند.
31-شرایط  محیطی
سرمای  شدید ،گرمای  سوزان ،طوفان  و نظیر اینها   سبب می شود ،شرایط  فیزیولوژیك  بدن انسان  تحت تاثیر واقع  شده  و شرایط  سختی  بر انسان  تحمیل  شود  و سبب  آزردگی  آدمی  شود  و لذا انسان  در این  شرایط  بخوبی  نمی  تواند  تصمیم گیری  نماید  كه این خود  می  تواند  احتمال بروز  اشتباهات را  افزایش  دهد.
32-خطای حواس
انسان موجود كاملی  نیست  و حواس  او  نظیر  بینایی،چشایی ،شنوایی و ...... ممكن است  اشتباه  كند و این  خود سبب  بروز  خطاهایی خواهد  شد  كه ممكن است    اشتباهات  فراوانی به همراه  خود داشته باشد.
33- بی  انگیزگی
اگر انسان ها  انگیزه لازم  برای  زندگی  كردن و یا كار كردن  را از دست  بدهند دیگر علاقه ای  برای  كوشش و تلاش  نخواهند داشت  لذا با بی  تفاوتی  با رویدادهای  اطراف  خویش   روبرو می شوند  و این  بی  تفاوتی  چه بسا به همراه خود بی  دقتی به همراه داشته باشد  و سبب  بروز  اشتباهات فراوان شود.
34-یادگیری  بد مهارتها
ما برای  انجام  امور خویش باید  از مهارتهای  مختلف  برخوردار باشیم  و بخوبی  آموزش  ببینیم  و اگر  این مهارتها را بخوبی  فرا  نگیریم  چه بسا در انجام امور  با  اشتباهات  فراوان روبرو  شویم  برای  مثال بعضی  مهارتها  كه لازمه حفظ  ایمنی كار و بهداشت   شغلی  می باشد  در صورتی كه بخوبی  فراگرفته نشود  چه بسا  زندگی آدمی را به خطر اندازد. 
35-انتقام از  دیگران
هنگامی كه ریشه های انتقام  در وجود آدمی  شكل می گیرد ،سبب می شود انسان  دست به اقداماتی  بزند كه به دنبال خود  اشتباهات فراوانی را به همراه خواهد داشت .
36-مشورت با دیگران
انسان نیازمند  مشاوره  است ،هر چه انسان ها  بیشتر مشورت نمایند احتمال بروز  خطا و اشتباهات در زندگی  و كار آنان  كمتر می شود.
37-بی  علاقگی  در انتقال   تجربیات به دیگران
 گاهی انسان ها تجربیات  مهمی كسب  می كنند كه بواسطه  اشتباهاتی  است  كه انجام داده اند  و این افراد  به علل مختلف  این تجربیات را به دیگران منتقل نمی كنند  لذا سبب می شوند  دیگر افراد نیز ناخواسته  دچار  چنین  اشتباهاتی شوند و این خود می تواند  برای افراد  یك جامعه  سخت و گران تمام  شود.
38-مصرف دارو
مصرف  بعضی  از داروها ،عوارض  جنبی  به  همراه خود دارد  كه اگر افراد  با آن آشنایی نداشته باشند  ممكن است  سبب  بروز  اشتباهات  فراوان  شود  مانند  دارویی كه سبب خواب آلودگی  شده و رانندگان را دچار مخاطره  می كند.
علاوه بر عوامل  فوق ،عوامل  دگیری  نیز وجود دارند  كه شما می توانید  در باره آنها بیاندیشید و به دنبال آن در پی پیشگیری از وقوع آن  برآیید.اگرچه بعضی  از عوامل  ممكن است  با یكدیگر  همپوشانی  داشته باشند   اما منظور  از بیان این عوامل  فرصتی برای اندیشیدن بود تا بدین وسیله  بتوان درباره وقوع  اشتباهات  با دقت بیشتر فكر كنیم
آدمی باید  بپذیرد كه اشتباه می كند  و همچنین او باید  مسوولیت خطاهای خویش  را نیز بپذیرد  و همچنین  سعی نماید  تجربیات بدست آمده از  خطاهای خود را به دیگران بیاموزد و از  این  طریق از  بروز اشتباه در بین دهها نفر  دیگر پیشگیری  نماید.
پذیرش  اشتباه  و قبول مسوولیت  در قبال آن ،آغازی برای تفكر كردن  است  . یكی از مسوولیت  های  مهم  آن كس  كه اشتباه كرده است ، این است كه در مورد  اشتباه  خویش ،بررسی  و تحقیق نماید  و دلایل  آن را جستجو  كرده  و راههای  پیشگیری از وقوع  دوباره  آنها را بیابد  و یافته های خویش  را ثبت كرده  و آن را به دیگران منتقل  كند.
جامعه ای كه  به پیشگیری  از  اشتباهات  خویش  اقدام نمی كند بطور مكرر اشتباهات خویش  را تكرار می كند و   روز به روز  منابع خود را از دست می دهد  و به سوی  فقر و آسیب های  اجتماعی  قدم می گذارد.
تصور كنید  فرزندی به دور از چشم پدر ،سیگار می كشد  و یك روز  پدر وی ،تصادفی  او را در حال  سیگار كشیدن می بیند،در این لحظه   پدر به  سرزنش  و تنبیه  فرزند می  پردازد و در نهایت  فرزند  او به  پنهان كاری  رو آورده و چه بسا  در آینده به دور از چشم پدر ، مواد خطرناكتری را تجربه كند.
اما ممكن است ، پدری  این اشتباه  فرزند خود  را ببیند و آن را بپذیرد و در صدد  ریشه  یابی آن برآید.برای  یافتن چرایی  این اشتباه ،او مجبور  است  به جستجوی  علل آن  بپردازد  و به این  سوال  پاسخ دهد  كه چرا فرزند  او چنین اشتباهی  را مرتكب  شده است ؟
او با اندیشیدن در این مورد و جستجو كردن  درباره آن ،ممكن  است  علت ها را یافته  و در جهت برطرف نمودن    عوارض  این  اشتباه  اقدام نماید و یا  اینكه  علت ها  را نیافته و حال باید  با مشورت  با متخصصین ،مطالعه كردن  و دقت نظر  به جستجوی  علل گرایش فرزند خود  به  سیگار   بپردازد و یا حتی  با پدرانی  كه  تجربیات  مشابه  او را  داشته اند  به تبادل  نظر  بپردازد.
پدر با عبور  از این مراحل  ممكن است  به نتایج  زیر برسد:
1-تصمیم می گیرد  نكات جدیدی  را كه بدست آورده در برنامه ریزی  زندگی خود  بگنجاند  تا از وقوع  چنین خطایی  در مورد دیگر  فرزندانش  پیشگیری كند.
2- با  فرزند خود  صمیمی تر شده  و تلاش  می كند  به عمق  وجود او  راه یافته ، زمینه را برای رفع این  مشكل  با كمك متخصصین  فراهم كند.
3-نتایج  تجربیات  خویش  را به دیگران  منتقل  می كند  تا دیگران  به این مشكل  گرفتار نشوند .
4-او درمی یابد  كه علل  وقوع  این  اشتباه هم به خود او،هم فرزندش و هم  شرایط اجتماعی  بستگی دارد و قبول  مسوولیت ها  را بطور متعادل  می پذیرد و همه اشتباه رخ داده را تنها  بر گردن خود ، فرزندش و یا دیگران نمی اندازد .
5-سبب می شود  فرزند ،پنهان كاری  نكرده و خطا را نپوشاند  و در كنار پدر  به برطرف نمودن  عوارض  ناخواسته آن اشتباه  بپردازد و از مزمن  شدن آن جلوگیری  كند.
6-فرزند پدر خویش را یك تكیه گاه  محكم  به حساب آورده و در هنگام بروز مشكلات  با او مشورت می نماید.
7-فرزند  نسبت  به پدر  خود احساس  دلبستگی می كند و در می یابد كه پدر او دارای صبر و گذشت  است  و از خطای  او چشم پوشی  كرده است  و او را از خود  طرد نكرده   و برای  او احترام و ارزش  قائل  شده  است  و باعث  نگردیده  كه فرزندش  به دیگران  پناه ببرد.
8-فرزند  تلاش می كند  با پدر خود  در جهت  حل مشكلات مشاركت كند  و لذا موفقیت  سریع تر  به دست می آید.
9-فرزند بواسطه  پنهان كاری  دچار تشویش ونگرانی  و اضطراب  نمی شود  و دست به اقدامات  نسنجیده نمی زند  و مجبور  نمی شود  به دروغ گویی گرایش  یابد.
هنگامی كه انسان ها  تحمل كمی در برابر خطاهای  یكدیگر از  خود  نشان  می دهند،زمینه برای  پنهان كاری  مهیا می شود  و به دنبال آن دروغ گویی افزایش  می یابد  و به مرور انسانها ، به ریاكاری  رو می آورند و این ریا كاری  سبب گسترش  احساس  بدبینی و بدگمانی در بین اعضای  جامعه می شود  كه این خود  همبستگی های اجتماعی میان مردم  را كاهش می دهد  و با گذشت  زمان  زمینه برای بروز بحران های اجتماعی  فراهم می كند.
زمانی كه انسان ها  تلاش می نمایند با قدرت خلاقیت خود چیزهای جدیدی كشف كنند و یا دست به نوآوری  می زنند  و در راههای  جدید  قدم می گذارند، به احتمال  زیاد  ممكن است دچار خطا و اشتباه شوند ،زیرا تجربه قبلی  وجود ندارد كه انسان را از  اشتباهات برحذر دارد و در صورتی كه  جامعه تحمل  پذیرش خطا در این گونه  افراد را نداشته باشد ، انسان ها جرات  قدم گذاشتن  در راههای نو  را ندارند  و بیشتر به سوی  تقلید كردن گرایش  می یابند و همین امر سبب می شود  اختراعات و ابداعات به ندرت در جامعه پدیدار  شود كه این خود  موجب می گردد  به مرور جامعه ازنظر پیشرفت و ترقی از  دیگر ملل  عقب تر  بماند و در نهایت  مجبور است  اختراعات و ابداعات  را با بهایی  سنگین  خریداری نماید.
ادوارد دو بو نو  پدر تفكر  خلاق  در كتاب مهارت در اندیشیدن  بیان می كند: در پزشكی  كشفیاتی  بزرگ صورت گرفته  است  كه بوسیله مشاهدات  اتفاقی،تصادف و یا اشتباه به دست آمده اند.
در پایان باید  بیان كنیم  آیا در مورد پذرش  اشتباهات و یادگیری از آنها  و پیشگیری از وقوع آنها ،جامعه از آموزش های لازم برخوردارست ؟
آیا  افراد در صورت اشتباه كردن ،شجاعت  آن را دارند  كه آن را بپذیرند و به دور از  پنهان كاری  تلاش  نمایند  تا بار  دیگر خود  و دیگران را به دام آن گرفتار نسازند؟
آیا ما فراگرفته ایم ،اگر كسی  دچار اشتباه شد  و با شجاعت خطاهای  خود را پذیرفت ،صادقانه به یاری او شتافته و به او كمك كنیم ؟
این سوالاتی  است كه باید  درباره  آن ها فكر كنیم  و بیندیشیم  و بدون شك بی توجهی  به آنها ممكن است  روزی آدمی را به عواقب  ناخوشایند آن دچار  سازد.
ماكسول مالتز می گوید:
مردان بزرگ و شخصیت های مهم اشتباه  می كنند و آن را می پذیرند و كسی كه اشتباه می كند و آن را نمی پذیرد انسانی  حقیر است .
 
نوشته شده توسط آت دوتان ساعت 03:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ علمی پزشکی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 21 اسفند 1386
ذکر نسب سادات علوی ساکن در فرادنبه؟

زوجات حضرت علی ابن ابیطالب (ع) سوای حضرت فاطمه زهرا(س) که همه را بعد از رحلت آن سیده دین ودنیا به حباله نکاح در آورده است طبق کتب معتبره 7 نفر بوده اند:

1-     امه بنت ابی العاص

2-     خوله بنت ایاثی مشهور به حنیفه

3-     فاطمه مکنات مشهور به ام البنین بنت حرام ابن خالد

4-     اسما بنت عمیس

5-     ام حبیبه بنت ربیعه

6-     لیلی بنت مسعود

7-     ام سعید بنت فروه

و اما یکی از زوجات مولی متقیان امیر المومنین علیه السلام خوله بنت ایاثی مشهور به حنیفه که از طایفه حنیف بوده و محمد حنفیه (ع) از اولاد خوله متولد و نسب کلیه سادات علوی که در هر شهر و استان می باشد و یا جاهای دیگر از اولاد امجاد آن حضرت می باشد و شکی در علوی بودن آنها نیست و کلمه علوی به معنای بلند مرتبه و عطیم الشان میباشد .

از سلسله جلیله سید و سادات رفیع الدرجات را صحیح نسب آنها به محمد حنفیه ابن علی ابن ابیطالب می رسد که شجره نامه آنها به تایید ومهر و امضا مرحوم حضرت آیت الله مرعشی نجفی هم رسیده است.

      جناب سرکار آقایی آقا میرزا نصر الله ابن مرحوم مغفور آقا میرزا رمضان ابن مرحمت پناه آقا میرزا احمد ابن آقا میرزا طاهر ابن مرحوم جنت مکان آقا میرزا علی رضاخان ابن حاج میرزا اشرف ابن سید عبد الباقی ابن آقا سید علی رضا خان ابن حاج میرزا اشرف ابن سید عبد الباقی ابن آقا سید علی شاه ابن مرحوم میرزا محمد علیا ابن مرحوم میرزا جمال الدین ابن مرحوم آقای سید عبد الجبار ابن مرحوم آقا سید علی علیا ابن سید عبد الکریم ابن مرحوم میرزا شعبان ابن مرحوم میرزا علی " که قبر آن بزرگوار در سفید دشت چهار محال معروف به بابا گرد آلو می باشد و بقعه و بارگاهی دارد" ابن سید احمد مشهور به سید علی که در رودبار لنجان قریه بابا شیخعلی بقعه دارد ابن میرزا خلیل الله ابن آقای سید علی ابن میرزا سلیمان ابن سید جمال الدین علیا ابن سرکار آقایی ابن سید احمد علیا ابن میرزا محمود ابن میرزا عطاء الدین ابن سید خلیل الله ابن میرزا ابو علی ابن میرزا محمد ابن میرزا احمد ابن سید علی الواحد علیا ابن جعفر ابن سید علی ابن آقایی شاهزاده محمد حنفیه ابن حضرت علی ابن ابیطالب امیر المومنین (ع) که در تاریخ 1273 قمری به مهر و امضا چند تن از مجتهدین و بزرگان نوشته شده است .

بر همه کس واضح بوده باشد که ازاولاد مرحوم مغفور جنت مکان آقا میرزا علی رضا خان میرزا نور محمد در قشقایی ساکن است و آقا بابا در قریه دهاقان ، آقا میرزا حسن در اسفر جان  و مابقی سادات علوی در چهار محال و فرادنبه هستند و سید عبد الکریم هم در دره گرم و سایر بلاد ساکن بوده و هستندوبعضی آنها دارای کرامات بوده اند.

آیا طایفه علوی به این چقدر اعتقاد داره و گذشته این طایفه را چگونه از سینه ها میتونه بیان کنه؟؟؟!!؟؟

برگرفته ار وب لاگ http://www.faradonbeh44.blogfa.com/

نوشته شده توسط آت دوتان ساعت 10:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در پنجشنبه 23 اسفند 1386 و ساعت 03:03 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 17 اسفند 1386
روشن کردن کامپیوتر در زمان دلخواه ( ترفند ویندوز و ریجستری )
بدین منظور پس از روشن کردن کامپیوتر به طوری پیاپی دکمه Delete را فشار دهید تا وارد محیط Setup و تنظیمات BIOS شوید.

حال برای روشن کردن اتوماتیک کامپیوتر در زمان دلخواه ، به قسمت Power Management Setup شوید.

سپس گزینه PWron/Resume by alarm را از حال غیرفعال به فعال تغییر دهید.

بعد از این کار خواهید دید که گزینه date alarm در زیر فعال شده و می توانید تاریخ خود را ثبت كنید.

زمان را می توانید با گزینه Time alarm ثبت نمایید.

با فشردن كلید F10 و ذخیره اطلاعات و تغییرات كامپیوتر خود را خاموش كنید و فقط سیم برق كامپیوتر به پریز باشد.
حال در تاریخ و تایم مورد نظر شما كامپیوتر بصورت اتوماتیك روشن می شود


نوشته شده توسط آت دوتان ساعت 10:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ علمی رایانه ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari